modulated

[ایالات متحده]/ˈmɒdʒʊleɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈmɑːdʒʊleɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تنظیم شده یا تنظیم شده

عبارات و ترکیب‌ها

modulated signal

سیگنال مدوله شده

modulated frequency

فرکانس مدوله شده

modulated output

خروجی مدوله شده

modulated waveform

شکل موج مدوله شده

modulated carrier

حامل مدوله شده

modulated data

داده مدوله شده

modulated pulse

پالس مدوله شده

modulated tone

لحن مدوله شده

modulated response

پاسخ مدوله شده

جملات نمونه

the sound was modulated to create a soothing effect.

صدای آن به گونه‌ای تنظیم شد تا جلوه‌ای آرام‌بخش ایجاد کند.

her voice was modulated to convey different emotions.

صدای او به گونه‌ای تنظیم شد تا احساسات مختلف را منتقل کند.

the frequency was modulated for better reception.

فرکانس برای دریافت بهتر تنظیم شد.

he modulated his speech to engage the audience.

او لحن صحبت خود را به گونه‌ای تنظیم کرد تا مخاطبان را درگیر کند.

the light was modulated to enhance visibility.

نور تنظیم شد تا دید را بهبود بخشد.

they modulated the temperature for optimal performance.

آنها دما را برای عملکرد بهینه تنظیم کردند.

the artist modulated colors to create depth in the painting.

هنرمند رنگ‌ها را به گونه‌ای تنظیم کرد تا عمق را در نقاشی ایجاد کند.

her emotions were modulated by the music playing.

احساسات او تحت تأثیر موسیقی تنظیم شد.

the system modulated signals for clearer communication.

سیستم سیگنال‌ها را برای برقراری ارتباط واضح‌تر تنظیم کرد.

the teacher modulated her tone to keep students interested.

معلم لحن خود را به گونه‌ای تنظیم کرد تا دانش‌آموزان را درگیر نگه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید