momot

[ایالات متحده]//məˈmɒt//
[بریتانیا]//moʊˈmɑt//

ترجمه

n. موموت (یک نام خاص یا نام کاربری)؛ موموتیده (خانواده موموت‌ها)
شکل‌های واژه
جمعmomots

عبارات و ترکیب‌ها

momot apel

Persian_translation

momot kunci

Persian_translation

sedang momot

Persian_translation

momotanan

Persian_translation

didhelikake momot

Persian_translation

momot abot

Persian_translation

entuk momot

Persian_translation

momot wangen

Persian_translation

aja momot

Persian_translation

momot rahasia

Persian_translation

جملات نمونه

the rare momot appeared in the forest.

موموت نادر در جنگل ظاهر شد.

i saw a beautiful momot near the river.

من یک موموت زیبایی را در نزدیکی رودخانه دیدم.

the momot grows quickly in warm weather.

موموت در آب و هواي گرم به سرعت رشد می کند.

she found a strange momot in her garden.

او یک موموت عجیب را در باغ خود پیدا کرد.

the momot is a mysterious creature.

موموت یک موجود مرموز است.

we discovered three momots hiding behind the trees.

ما سه موموت را پشت درختان پیدا کردیم.

the ancient momot legend fascinates everyone.

سرگرمی از افسانه موموت باستانی برای همه جالب است.

a wild momot crossed the path.

یک موموت وحشی مسیر را عبور کرد.

the momot disappeared into the darkness.

موموت در تاریکی ناپدید شد.

children love the magical momot stories.

بچه ها دوست دارند داستان های جادویی موموت را بشنوند.

the momot lives in the mountain caves.

موموت در غارهای کوه زندگی می کند.

scientists study the momot behavior.

دانشمندان رفتار موموت را مورد مطالعه قرار می دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید