moneymaking

[ایالات متحده]/ˈmʌniˌmeɪkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmʌniˌmeɪkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پول‌ساز; سودآور; مربوط به کسب درآمد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

moneymaking scheme

طرح کسب درآمد

moneymaking idea

ایده کسب درآمد

moneymaking venture

ماجراجویی کسب درآمد

moneymaking opportunity

فرصت کسب درآمد

moneymaking business

کسب و کار کسب درآمد

moneymaking activity

فعالیت کسب درآمد

moneymaking strategy

استراتژی کسب درآمد

moneymaking method

روش کسب درآمد

moneymaking plan

برنامه کسب درآمد

moneymaking project

پروژه کسب درآمد

جملات نمونه

she started a moneymaking blog to share her travel experiences.

او یک وبلاگ کسب درآمدی برای به اشتراک گذاشتن تجربیات سفر خود راه اندازی کرد.

investing in real estate can be a moneymaking venture.

سرمایه گذاری در املاک می تواند یک فرصت کسب درآمدی باشد.

his moneymaking ideas impressed the investors.

ایده های کسب درآمدی او سرمایه گذاران را تحت تاثیر قرار داد.

they are looking for moneymaking opportunities online.

آنها به دنبال فرصت های کسب درآمدی آنلاین هستند.

she turned her hobby into a moneymaking business.

او سرگرمی خود را به یک کسب و کار سودآور تبدیل کرد.

his moneymaking skills helped him achieve financial freedom.

مهارت های کسب درآمدی او به او کمک کرد تا به آزادی مالی دست یابد.

many people dream of finding a moneymaking side hustle.

بسیاری از مردم رویای یافتن یک کار جانبی سودآور را دارند.

she wrote a book on moneymaking strategies.

او کتابی در مورد استراتژی های کسب درآمدی نوشت.

online courses can be a great moneymaking option.

دوره های آنلاین می توانند گزینه ای عالی برای کسب درآمد باشند.

he shared his moneymaking secrets during the seminar.

او اسرار کسب درآمدی خود را در طول سمینار به اشتراک گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید