mongering

[ایالات متحده]/ˈmʌŋɡərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmʌŋɡərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل خریدن یا فروختن
adj. مربوط به خریدن یا فروختن
n. فرایند خریدن یا فروختن

عبارات و ترکیب‌ها

fear mongering

ترس‌افروزی

war mongering

طلب جنگ

hate mongering

تبلیغ نفرت

panic mongering

ایجاد وحشت

scare mongering

ترس‌افروزی

rhetoric mongering

تبلیغ سخنوری

news mongering

تبلیغ اخبار

rumor mongering

تبلیغ شایعات

violence mongering

تبلیغ خشونت

crisis mongering

تبلیغ بحران

جملات نمونه

he was accused of fearmongering during the election.

او به ایجاد ترس و وحشت در طول انتخابات متهم شد.

the media is often criticized for its war-mongering tactics.

رسانه ها اغلب به دلیل تاکتیک های جنگ طلبانه مورد انتقاد قرار می گیرند.

she dismissed the rumors as mere panic-mongering.

او شایعات را صرفاً ایجاد وحشت و ترس خواند.

the politician engaged in hate-mongering to gain support.

سیاستمدار برای کسب حمایت به ایجاد نفرت و دشمنی دامن زد.

there is a lot of fearmongering about climate change.

در مورد تغییرات آب و هوایی، ترس و وحشت زیادی وجود دارد.

his comments were seen as race-mongering by many.

اظهارات او توسط بسیاری به عنوان ایجاد تنش های نژادی تلقی شد.

they accused the news outlet of scare-mongering.

آنها رسانه خبری را به ایجاد ترس و وحشت متهم کردند.

fearmongering can lead to unnecessary panic in society.

ایجاد ترس و وحشت می تواند منجر به ایجاد وحشت غیر ضروری در جامعه شود.

she criticized the film for its violence-mongering message.

او فیلم را به دلیل پیام خشونت طلبانه آن مورد انتقاد قرار داد.

his fearmongering tactics backfired during the debate.

تاکتیک های ایجاد ترس و وحشت او در طول بحث نتیجه ای معکوس داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید