mongoose

[ایالات متحده]/'mɒŋguːs/
[بریتانیا]/'mɑŋɡus/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. منگوست
Word Forms
جمعmongooses

عبارات و ترکیب‌ها

ferret mongoose

سمور گوشه‌گیر

Indian gray mongoose

گوشه‌گیر خاکستری هندی

dwarf mongoose

گوشه‌گیر کوتوله

جملات نمونه

a mongoose in a life-and-death battle with a cobra.

یک خرگوش در نبرد جان و مرگ با یک مار کبری.

The mongoose is known for its ability to fight and kill venomous snakes.

خرگوش به توانایی خود در مبارزه و کشتن مارها با سم معروف است.

Mongoose are small carnivorous mammals.

خرگوش‌ها پستانداران گوشت‌خوار کوچک هستند.

The mongoose has a sleek body and a long bushy tail.

خرگوش بدنی باریک و دم بلند و پرپسی دارد.

Mongoose are active during the day and sleep at night.

خرگوش‌ها در طول روز فعال هستند و شب‌ها می‌خوابند.

The mongoose is a popular character in many folktales and stories.

خرگوش شخصیتی محبوب در بسیاری از حکایات و داستان‌ها است.

Mongoose have sharp claws and teeth for hunting.

خرگوش‌ها پنجه‌ها و دندان‌های تیز برای شکار دارند.

Mongoose are known for their agility and speed.

خرگوش‌ها به دلیل چابکی و سرعت خود مشهور هستند.

The mongoose is a solitary animal and prefers to live alone.

خرگوش یک حیوان گوشه‌گیر است و ترجیح می‌دهد تنها زندگی کند.

Mongoose are found in a variety of habitats, from forests to deserts.

خرگوش‌ها در انواع زیستگاه‌ها از جنگل‌ها تا صحراها یافت می‌شوند.

Some species of mongoose are kept as pets due to their playful nature.

برخی از گونه‌های خرگوش به دلیل طبیعت بازیگوش خود به عنوان حیوان خانگی نگهداری می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید