mongrelized

[ایالات متحده]/ˈmʌŋɡrəlaɪz/
[بریتانیا]/ˈmʌŋɡrəlaɪz/

ترجمه

v. خون‌ها را مخلوط کردن، یک هیبرید درست کردن

عبارات و ترکیب‌ها

mongrelize culture

غلطه‌سازی فرهنگ

mongrelize language

غلطه‌سازی زبان

mongrelize identity

غلطه‌سازی هویت

mongrelize society

غلطه‌سازی جامعه

mongrelize ideas

غلطه‌سازی ایده‌ها

mongrelize traditions

غلطه‌سازی سنت‌ها

mongrelize art

غلطه‌سازی هنر

mongrelize practices

غلطه‌سازی روش‌ها

mongrelize beliefs

غلطه‌سازی باورها

mongrelize heritage

غلطه‌سازی میراث

جملات نمونه

the breed was mongrelized over generations.

نژاد در طول نسل‌ها با مخلوط شدن تغییر کرد.

they feared that the new policies would mongrelize the culture.

آنها نگران بودند که سیاست‌های جدید فرهنگ را با مخلوط شدن تغییر دهد.

his ideas seemed to mongrelize traditional values.

به نظر می‌رسید ایده‌های او ارزش‌های سنتی را با مخلوط شدن تغییر می‌دهد.

some critics argue that the film mongrelizes classic literature.

برخی از منتقدان استدلال می‌کنند که فیلم ادبیات کلاسیک را با مخلوط شدن تغییر می‌دهد.

the artist's style mongrelized various influences.

سبک هنرمند ترکیبی از تأثیرات مختلف بود.

they worried that the new generation would mongrelize their heritage.

آنها نگران بودند که نسل جدید میراث آنها را با مخلوط شدن تغییر دهد.

the debate focused on how to avoid mongrelizing the language.

بحث بر سر این بود که چگونه از تغییر زبان با مخلوط شدن جلوگیری شود.

some believe that mixing cultures can mongrelize traditions.

برخی معتقدند که مخلوط کردن فرهنگ‌ها می‌تواند سنت‌ها را با مخلوط شدن تغییر دهد.

the project aimed to mongrelize various art forms.

هدف پروژه مخلوط کردن اشکال هنری مختلف بود.

he felt that the new music trends mongrelized the original sound.

او احساس می‌کرد که روند‌های جدید موسیقی صدای اصلی را با مخلوط شدن تغییر می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید