monkhood

[ایالات متحده]/ˈmʌŋk.hʊd/
[بریتانیا]/ˈmʌŋk.hʊd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت یا شرایط یک راهب

عبارات و ترکیب‌ها

embrace monkhood

پذیرفتن راهنمایی

pursue monkhood

دنبال کردن راهنمایی

renounce monkhood

ترک راهنمایی

achieve monkhood

رسیدن به راهنمایی

experience monkhood

تجربه کردن راهنمایی

understand monkhood

درک راهنمایی

live monkhood

زندگی در راهنمایی

study monkhood

مطالعه راهنمایی

teach monkhood

آموزش راهنمایی

celebrate monkhood

جشن گرفتن راهنمایی

جملات نمونه

he decided to embrace monkhood after years of contemplation.

او پس از سال‌ها تفکر تصمیم گرفت راه زندگی راهبانه را بپذیرد.

monkhood requires a commitment to a life of simplicity and discipline.

زندگی راهبانه مستلزم تعهد به یک زندگی ساده و منضبط است.

she found peace and purpose in her monkhood.

او آرامش و هدف را در زندگی راهبانه خود یافت.

many seek monkhood to escape the chaos of modern life.

بسیاری به دنبال زندگی راهبانه برای فرار از هرج و مرج زندگی مدرن هستند.

his journey to monkhood was filled with challenges and self-discovery.

سفر او به سمت زندگی راهبانه با چالش ها و کشف خود پر شده بود.

monkhood often involves strict rules and a daily routine.

زندگی راهبانه اغلب شامل قوانین سختگیرانه و یک روال روزانه است.

she wrote a book about her experiences in monkhood.

او کتابی در مورد تجربیات خود در زندگی راهبانه نوشت.

he was inspired by the teachings that accompany monkhood.

او از آموزه هایی که با زندگی راهبانه همراه است الهام گرفت.

monkhood can be a path to enlightenment for some individuals.

زندگی راهبانه می تواند برای برخی از افراد مسیری به سوی روشنگری باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید