monocracies

[ایالات متحده]/məˈnɒkrəsi/
[بریتانیا]/məˈnɑːkrəsi/

ترجمه

n. حکومت توسط یک فرد

عبارات و ترکیب‌ها

absolute monocracy

حکومت مطلقه

monocracy rule

حاکمیت یک‌نفره

monocracy government

دولت یک‌نفره

monocracy system

سیستم یک‌نفره

monocracy power

قدرت یک‌نفره

monocracy leader

رهبر یک‌نفره

monocracy state

کشور یک‌نفره

monocracy politics

سیاست یک‌نفره

monocracy regime

رژیم یک‌نفره

monocracy governance

مدیریت یک‌نفره

جملات نمونه

in a monocracy, power is concentrated in the hands of a single ruler.

در یک مونوکراسی، قدرت در دست یک حاکم واحد متمرکز است.

monocracy can lead to a lack of political freedom for the citizens.

مونوکراسی می‌تواند منجر به فقدان آزادی سیاسی برای شهروندان شود.

many argue that monocracy is less effective than democracy.

بسیاری استدلال می‌کنند که مونوکراسی از دموکراسی کمتر مؤثر است.

historical examples of monocracy can be seen in various empires.

مثال‌های تاریخی از مونوکراسی را می‌توان در امپراتوری‌های مختلف مشاهده کرد.

critics of monocracy often emphasize the risks of tyranny.

منتقدان مونوکراسی اغلب بر خطرات ظلم تاکید می‌کنند.

monocracy can stifle innovation and dissent.

مونوکراسی می‌تواند نوآوری و مخالفت را سرکوب کند.

some countries have transitioned from democracy to monocracy.

برخی از کشورها از دموکراسی به مونوکراسی تغییر کرده‌اند.

monocracy is often characterized by a lack of checks and balances.

مونوکراسی اغلب با فقدان سازوکارهای بازدارنده و تعادلی مشخص می‌شود.

in a monocracy, the leader's decisions are rarely questioned.

در یک مونوکراسی، تصمیمات رهبر به ندرت مورد سوال قرار می‌گیرند.

the rise of monocracy can undermine social stability.

ظهور مونوکراسی می‌تواند ثبات اجتماعی را تضعیف کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید