monosyllabizes clearly
به طور واضح تک سyllabه می کند
he monosyllabizes words
او کلمات را به صورت تک سyllabه می کند
often monosyllabizes
اغلب تک سyllabه می کند
monosyllabizes effectively
به طور مؤثر تک سyllabه می کند
she monosyllabizes
او تک سyllabه می کند
monosyllabizes slowly
به آرامی تک سyllabه می کند
monosyllabizes content
محتوا را به صورت تک سyllabه می کند
monosyllabizes information
اطلاعات را به صورت تک سyllabه می کند
monosyllabizes simply
به سادگی تک سyllabه می کند
the speaker often monosyllabizes when feeling nervous.
سخنران وقتی که نگران است، اغلب واژههای یک سyllabه میکند.
he monosyllabizes complex words to make them easier to understand.
او واژههای پیچیده را به یک سyllabه میکند تا آنها را سادهتر درک کنید.
the child monosyllabizes words as they learn to speak.
کودک وقتی که یاد میگیرد که صحبت کند، واژهها را به یک سyllabه میکند.
she monosyllabizes phrases to fit the rhythm of the song.
او عبارتها را به یک سyllabه میکند تا با ریتم آهنگ سازگار شود.
the comedian monosyllabizes jokes for comedic effect.
کمدیان جکها را به یک سyllabه میکند تا اثر کمدی داشته باشد.
he monosyllabizes his speech to reach a wider audience.
او سخنان خود را به یک سyllabه میکند تا به جمع بزرگتری دست یابد.
the poet monosyllabizes lines to create a specific meter.
شاعر خطوط را به یک سyllabه میکند تا یک متر خاص ایجاد کند.
the presenter monosyllabizes technical terms for clarity.
ارائهدهنده واژههای فنی را به یک سyllabه میکند تا واضحتر شود.
the teacher encourages students to monosyllabizes when writing.
معلم دانشآموزان را تشویق میکند که وقتی مینویسند، واژهها را به یک سyllabه کنند.
the rapper monosyllabizes lyrics for a faster flow.
رپر متنهای رپ را به یک سyllabه میکند تا جریان سریعتری داشته باشد.
the software automatically monosyllabizes text for accessibility.
نرمافزار به طور خودکار متنها را به یک سyllabه میکند تا قابل دسترستر شود.
monosyllabizes clearly
به طور واضح تک سyllabه می کند
he monosyllabizes words
او کلمات را به صورت تک سyllabه می کند
often monosyllabizes
اغلب تک سyllabه می کند
monosyllabizes effectively
به طور مؤثر تک سyllabه می کند
she monosyllabizes
او تک سyllabه می کند
monosyllabizes slowly
به آرامی تک سyllabه می کند
monosyllabizes content
محتوا را به صورت تک سyllabه می کند
monosyllabizes information
اطلاعات را به صورت تک سyllabه می کند
monosyllabizes simply
به سادگی تک سyllabه می کند
the speaker often monosyllabizes when feeling nervous.
سخنران وقتی که نگران است، اغلب واژههای یک سyllabه میکند.
he monosyllabizes complex words to make them easier to understand.
او واژههای پیچیده را به یک سyllabه میکند تا آنها را سادهتر درک کنید.
the child monosyllabizes words as they learn to speak.
کودک وقتی که یاد میگیرد که صحبت کند، واژهها را به یک سyllabه میکند.
she monosyllabizes phrases to fit the rhythm of the song.
او عبارتها را به یک سyllabه میکند تا با ریتم آهنگ سازگار شود.
the comedian monosyllabizes jokes for comedic effect.
کمدیان جکها را به یک سyllabه میکند تا اثر کمدی داشته باشد.
he monosyllabizes his speech to reach a wider audience.
او سخنان خود را به یک سyllabه میکند تا به جمع بزرگتری دست یابد.
the poet monosyllabizes lines to create a specific meter.
شاعر خطوط را به یک سyllabه میکند تا یک متر خاص ایجاد کند.
the presenter monosyllabizes technical terms for clarity.
ارائهدهنده واژههای فنی را به یک سyllabه میکند تا واضحتر شود.
the teacher encourages students to monosyllabizes when writing.
معلم دانشآموزان را تشویق میکند که وقتی مینویسند، واژهها را به یک سyllabه کنند.
the rapper monosyllabizes lyrics for a faster flow.
رپر متنهای رپ را به یک سyllabه میکند تا جریان سریعتری داشته باشد.
the software automatically monosyllabizes text for accessibility.
نرمافزار به طور خودکار متنها را به یک سyllabه میکند تا قابل دسترستر شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید