monture

[ایالات متحده]/ˈmɒntjʊə/
[بریتانیا]/ˈmɑːntʃər/

ترجمه

n. دسته نخ مارپیچی روی دار قالی; قرار دادن الماس

عبارات و ترکیب‌ها

gold monture

قاب طلا

silver monture

قاب نقره

eyeglass monture

قاب عینک

fashion monture

قاب مد

designer monture

قاب طراحی‌شده

vintage monture

قاب قدیمی

custom monture

قاب سفارشی

lightweight monture

قاب سبک

plastic monture

قاب پلاستیکی

metal monture

قاب فلزی

جملات نمونه

she chose a beautiful monture for her new glasses.

او یک قاب زیبا برای عینک جدید خود انتخاب کرد.

the monture of the painting was intricately designed.

قاب نقاشی به طرز پیچیده‌ای طراحی شده بود.

he prefers a lightweight monture for his sunglasses.

او ترجیح می‌دهد برای عینک آفتابی خود از یک قاب سبک استفاده کند.

they discussed various monture styles at the eyewear store.

آنها در مورد طرح‌های مختلف قاب در فروشگاه عینک صحبت کردند.

the monture needs to be adjusted for a better fit.

قاب باید برای تناسب بهتر تنظیم شود.

choosing the right monture can enhance your facial features.

انتخاب قاب مناسب می‌تواند ویژگی‌های صورت شما را بهبود بخشد.

her monture was made from sustainable materials.

قاب او از مواد پایدار تهیه شده بود.

he admired the vintage monture displayed in the shop.

او قاب قدیمی نمایش داده شده در مغازه را تحسین کرد.

the monture can significantly affect the overall look.

قاب می‌تواند ظاهر کلی را به طور قابل توجهی تحت تأثیر قرار دهد.

she replaced her old monture with a modern design.

او قاب قدیمی خود را با یک طراحی مدرن جایگزین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید