| جمع | monies |
state tax moneys; monies set aside for research and development.
پول مالیات ایالتی؛ بودجه تعیین شده برای تحقیق و توسعه.
federal monies retargeted for youth job training.
بودجه فدرال که برای آموزش شغلی جوانان هدفگذاری مجدد شده است.
a governor who impounded monies designated for the use of cities and towns.
یک فرماندار که وجوه تعیین شده برای استفاده شهرو روستاها را ضبط کرد.
state tax moneys; monies set aside for research and development.
پول مالیات ایالتی؛ بودجه تعیین شده برای تحقیق و توسعه.
federal monies retargeted for youth job training.
بودجه فدرال که برای آموزش شغلی جوانان هدفگذاری مجدد شده است.
a governor who impounded monies designated for the use of cities and towns.
یک فرماندار که وجوه تعیین شده برای استفاده شهرو روستاها را ضبط کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید