mook

[ایالات متحده]/muːk/
[بریتانیا]/muːk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کتاب یا مجله شبیه به مجله; (Mook) یک نام شخصی; (Mandarin جنوب شرقی) چوب; (بریتانیا) Mook; (هلندی) Mook
Word Forms
جمعmooks

عبارات و ترکیب‌ها

mook book

کتاب موک

mook style

سبک موک

mook culture

فرهنگ موک

mook magazine

مجله موک

mook series

سری موک

mook format

قالب موک

mook edition

نسخه موک

mook project

پروژه موک

mook publisher

ناشر موک

mook design

طراحی موک

جملات نمونه

he picked up a mook to read during his commute.

او یک مجله برای خواندن در طول رفت و برگشت خود برداشت.

the mook featured several articles on modern art.

این مجله شامل چندین مقاله در مورد هنر مدرن بود.

she enjoys collecting mooks from various genres.

او از جمع آوری مجلات از ژانرهای مختلف لذت می برد.

there is a new mook coming out next month.

ماه آینده یک مجله جدید منتشر خواهد شد.

he often shares interesting mooks with his friends.

او اغلب مجلات جالب را با دوستان خود به اشتراک می گذارد.

they published a special mook for the festival.

آنها یک مجله ویژه برای جشنواره منتشر کردند.

she contributed an article to the latest mook.

او یک مقاله به آخرین مجله ارسال کرد.

the mook includes interviews with famous authors.

این مجله شامل مصاحتی با نویسندگان مشهور است.

he flipped through the mook while waiting for his appointment.

او در حالی که منتظر قرار ملاقاتش بود، مجله را ورق زد.

many students use mooks as study materials.

بسیاری از دانش آموزان از مجلات به عنوان مواد درسی استفاده می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید