moonies

[ایالات متحده]/'muːnɪ/
[بریتانیا]/'mʊni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به ماه، به شکل ماه، خیال‌انگیز

جملات نمونه

gaze at the moony sky

تماشای آسمان ماهگون

a moony expression on her face

حالت چهره ماهگون روی صورتش

walk under the moony night

قدم زدن زیر شب ماهگون

a moony atmosphere in the room

فضای ماهگون در اتاق

be lost in moony thoughts

گم شدن در افکار ماهگون

a moony night perfect for stargazing

یک شب ماهگون عالی برای رصد ستارگان

her moony eyes reflected her emotions

چشمان ماهگونش احساساتش را منعکس می‌کردند

a moony soundtrack playing in the background

یک موسیقی متن ماهگون در پس‌زمینه پخش می‌شد

a moony poem about love and longing

یک شعر ماهگون درباره عشق و دلتنگی

the moony setting added to the romantic ambiance

فضای ماهگون به فضای عاشقانه افزود

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید