moonshot

[ایالات متحده]/ˈmuːnʃɒt/
[بریتانیا]/ˈmuːnʃɑːt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پرتاب به ماه (به عنوان مثال، موشک)؛ کاوشگر ماه؛ پرتاب به ماه
Word Forms
جمعmoonshots

عبارات و ترکیب‌ها

moonshot project

پروژه مشات

moonshot goal

هدف مشات

moonshot idea

ایده مشات

moonshot initiative

ابتکار مشات

moonshot strategy

استراتژی مشات

moonshot vision

چشم انداز مشات

moonshot investment

سرمایه گذاری مشات

moonshot technology

فناوری مشات

moonshot challenge

چالش مشات

moonshot mission

ماموریت مشات

جملات نمونه

launching a moonshot project requires significant investment.

راه اندازی یک پروژه ماهواره ای نیاز به سرمایه گذاری قابل توجهی دارد.

the company's moonshot initiative aims to revolutionize the industry.

ابتکار عمل ماهواره ای شرکت با هدف متحول کردن صنعت انجام می شود.

they are working on a moonshot idea that could change the world.

آنها روی یک ایده ماهواره ای کار می کنند که می تواند جهان را تغییر دهد.

his moonshot vision inspired the entire team.

چشم انداز ماهواره ای او الهام بخش کل تیم بود.

investors are excited about the potential of the moonshot technology.

سرمایه گذاران در مورد پتانسیل فناوری ماهواره ای هیجان زده هستند.

we need to think big and pursue moonshot goals.

ما باید بزرگ فکر کنیم و به دنبال اهداف ماهواره ای باشیم.

the moonshot approach encourages innovative thinking.

رویکرد ماهواره ای تفکر نوآورانه را تشویق می کند.

successful moonshot projects often require collaboration across disciplines.

پروژه های موفقیت آمیز ماهواره ای اغلب نیاز به همکاری بین رشته ها دارد.

her moonshot project received funding from various sources.

پروژه ماهواره ای او از منابع مختلف بودجه دریافت کرد.

they are setting ambitious moonshot targets for the next decade.

آنها در حال تعیین اهداف بلندپروازانه ماهواره ای برای دهه آینده هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید