| جمع | moonshots |
moonshot project
پروژه مشات
moonshot goal
هدف مشات
moonshot idea
ایده مشات
moonshot initiative
ابتکار مشات
moonshot strategy
استراتژی مشات
moonshot vision
چشم انداز مشات
moonshot investment
سرمایه گذاری مشات
moonshot technology
فناوری مشات
moonshot challenge
چالش مشات
moonshot mission
ماموریت مشات
launching a moonshot project requires significant investment.
راه اندازی یک پروژه ماهواره ای نیاز به سرمایه گذاری قابل توجهی دارد.
the company's moonshot initiative aims to revolutionize the industry.
ابتکار عمل ماهواره ای شرکت با هدف متحول کردن صنعت انجام می شود.
they are working on a moonshot idea that could change the world.
آنها روی یک ایده ماهواره ای کار می کنند که می تواند جهان را تغییر دهد.
his moonshot vision inspired the entire team.
چشم انداز ماهواره ای او الهام بخش کل تیم بود.
investors are excited about the potential of the moonshot technology.
سرمایه گذاران در مورد پتانسیل فناوری ماهواره ای هیجان زده هستند.
we need to think big and pursue moonshot goals.
ما باید بزرگ فکر کنیم و به دنبال اهداف ماهواره ای باشیم.
the moonshot approach encourages innovative thinking.
رویکرد ماهواره ای تفکر نوآورانه را تشویق می کند.
successful moonshot projects often require collaboration across disciplines.
پروژه های موفقیت آمیز ماهواره ای اغلب نیاز به همکاری بین رشته ها دارد.
her moonshot project received funding from various sources.
پروژه ماهواره ای او از منابع مختلف بودجه دریافت کرد.
they are setting ambitious moonshot targets for the next decade.
آنها در حال تعیین اهداف بلندپروازانه ماهواره ای برای دهه آینده هستند.
moonshot project
پروژه مشات
moonshot goal
هدف مشات
moonshot idea
ایده مشات
moonshot initiative
ابتکار مشات
moonshot strategy
استراتژی مشات
moonshot vision
چشم انداز مشات
moonshot investment
سرمایه گذاری مشات
moonshot technology
فناوری مشات
moonshot challenge
چالش مشات
moonshot mission
ماموریت مشات
launching a moonshot project requires significant investment.
راه اندازی یک پروژه ماهواره ای نیاز به سرمایه گذاری قابل توجهی دارد.
the company's moonshot initiative aims to revolutionize the industry.
ابتکار عمل ماهواره ای شرکت با هدف متحول کردن صنعت انجام می شود.
they are working on a moonshot idea that could change the world.
آنها روی یک ایده ماهواره ای کار می کنند که می تواند جهان را تغییر دهد.
his moonshot vision inspired the entire team.
چشم انداز ماهواره ای او الهام بخش کل تیم بود.
investors are excited about the potential of the moonshot technology.
سرمایه گذاران در مورد پتانسیل فناوری ماهواره ای هیجان زده هستند.
we need to think big and pursue moonshot goals.
ما باید بزرگ فکر کنیم و به دنبال اهداف ماهواره ای باشیم.
the moonshot approach encourages innovative thinking.
رویکرد ماهواره ای تفکر نوآورانه را تشویق می کند.
successful moonshot projects often require collaboration across disciplines.
پروژه های موفقیت آمیز ماهواره ای اغلب نیاز به همکاری بین رشته ها دارد.
her moonshot project received funding from various sources.
پروژه ماهواره ای او از منابع مختلف بودجه دریافت کرد.
they are setting ambitious moonshot targets for the next decade.
آنها در حال تعیین اهداف بلندپروازانه ماهواره ای برای دهه آینده هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید