moppet

[ایالات متحده]/ˈmɒp.ɪt/
[بریتانیا]/ˈmɑː.pɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوزاد یا کودک کوچک؛ عروسک یا اسباب بازی؛ دختر جوان
Word Forms
جمعmoppets

عبارات و ترکیب‌ها

little moppet

کودک کوچک

sweet moppet

کودک شیرین

moppet face

چهره کودکانه

moppet love

عشق کودکانه

moppet joy

شادی کودکانه

moppet giggle

خنده کودکانه

moppet charm

جذابیت کودکانه

moppet antics

رفتارهای کودکانه

moppet eyes

چشمان کودکانه

moppet smile

لبخند کودکانه

جملات نمونه

the little moppet danced around the room with joy.

کودک کوچک با شادی در اطراف اتاق می‌رقصید.

she dressed her moppet in a cute costume for the party.

او لباس کودک خود را برای مهمانی با یک لباس زیبا پوشاند.

the moppet's laughter filled the air, making everyone smile.

خنده کودک هوا را پر کرد و باعث لبخند روی چهره همه شد.

he carried the moppet on his shoulders during the parade.

او کودک را در طول رژه روی شانه‌هایش حمل کرد.

the moppet asked a million questions about the world.

کودک میلیون‌ها سوال در مورد جهان پرسید.

her moppet was always curious about new things.

کودک او همیشه در مورد چیزهای جدید کنجکاو بود.

the moppet clung to her mother's leg during the fireworks.

در طول آتش‌بازی، کودک به پای مادرش چسبید.

every weekend, they took the moppet to the park.

هر آخر هفته، آن‌ها کودک را به پارک می‌بردند.

the moppet's first words were a delight to her parents.

اولین کلمات کودک برای والدینش بسیار خوشحال‌کننده بودند.

the moppet enjoyed playing with her new toys.

کودک از بازی کردن با اسباب‌بازی‌های جدیدش لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید