tot

[ایالات متحده]/tɒt/
[بریتانیا]/tɑt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کودک; مجموع; مقدار کمی
vt. جمع کردن
vi. به مجموع رسیدن
Word Forms
زمان گذشتهtotted
شکل سوم شخص مفردtots
قسمت سوم فعلtotted
جمعtots
صفت یا فعل حال استمراریtotting

عبارات و ترکیب‌ها

tot up

جمع کردن

total chaos

هرج و مرنج شدید

total control

کنترل کامل

total failure

شکست کامل

total silence

سکوت کامل

total stranger

غریبه کامل

total waste

اتلاف کامل

sum total

مجموع کل

جملات نمونه

a tot of brandy.

یک قناری برندی.

She poured herself a large tot of whisky.

او مقدار زیادی ویسکی برای خودش ریخت.

here are books well worth toting home.

اینجا کتاب‌هایی وجود دارند که ارزش حمل کردن به خانه را دارند.

Can you tot up how much I owe you?

می‌توانی جمع کنی که چقدر به تو بدهکارم؟

The teacher opened the door and, showing the tot the toys on the shelves, tried to entice him into the classroom.

معلم در را باز کرد و با نشان دادن اسباب بازی ها روی قفسه ها سعی کرد او را به کلاس درس بکشاند.

But all of that are usually discommodious and insecure to some extent, for example toting, forgetting, losing and peculating and so on.

اما همه اینها معمولاً ناراحت کننده و ناامن هستند تا حدودی، به عنوان مثال حمل کردن، فراموش کردن، گم کردن و اختلاس و غیره.

Or through high ridge in a field, covering terra, increasing the temperature of earth, increasing the thickness of dust and frowst in the day time can all be the methods of toting temperature.

یا از طریق یک قله بلند در یک مزرعه، پوشاندن زمین، افزایش دمای زمین، افزایش ضخامت گرد و غبار و شبنم در طول روز می تواند همه روش های حمل دمای هوا باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید