wet moppings
تمیز کردن با آب
dry moppings
تمیز کردن خشک
quick moppings
تمیز کردن سریع
floor moppings
تمیز کردن کف
daily moppings
تمیز کردن روزانه
heavy moppings
تمیز کردن سنگین
regular moppings
تمیز کردن منظم
routine moppings
تمیز کردن روتین
efficient moppings
تمیز کردن کارآمد
thorough moppings
تمیز کردن کامل
after the party, we spent hours doing moppings.
بعد از مهمانی، ما ساعتها وقت صرف نظافت کردیم.
she prefers using microfiber cloths for her moppings.
او ترجیح میدهد از پارچههای میکروفایبر برای نظافت خود استفاده کند.
regular moppings can help maintain a clean floor.
نظافتهای منظم میتواند به حفظ تمیزی کف کمک کند.
he usually does the moppings on weekends.
او معمولاً نظافت را آخر هفته انجام میدهد.
they bought a new mop for their moppings.
آنها یک دسته جارو جدید برای نظافت خود خریدند.
don't forget to do the moppings before guests arrive.
قبل از ورود مهمانها، نظافت را فراموش نکنید.
she enjoys listening to music while doing her moppings.
او از گوش دادن به موسیقی در حین نظافت خود لذت میبرد.
he found the moppings to be surprisingly therapeutic.
او نظافت را به طرز شگفت انگیزی درمانی یافت.
using the right cleaning solution can enhance your moppings.
استفاده از محلول تمیز کننده مناسب میتواند نظافت شما را بهبود بخشد.
she taught her kids how to help with the moppings.
او به فرزندانش آموزش داد که چگونه در نظافت کمک کنند.
wet moppings
تمیز کردن با آب
dry moppings
تمیز کردن خشک
quick moppings
تمیز کردن سریع
floor moppings
تمیز کردن کف
daily moppings
تمیز کردن روزانه
heavy moppings
تمیز کردن سنگین
regular moppings
تمیز کردن منظم
routine moppings
تمیز کردن روتین
efficient moppings
تمیز کردن کارآمد
thorough moppings
تمیز کردن کامل
after the party, we spent hours doing moppings.
بعد از مهمانی، ما ساعتها وقت صرف نظافت کردیم.
she prefers using microfiber cloths for her moppings.
او ترجیح میدهد از پارچههای میکروفایبر برای نظافت خود استفاده کند.
regular moppings can help maintain a clean floor.
نظافتهای منظم میتواند به حفظ تمیزی کف کمک کند.
he usually does the moppings on weekends.
او معمولاً نظافت را آخر هفته انجام میدهد.
they bought a new mop for their moppings.
آنها یک دسته جارو جدید برای نظافت خود خریدند.
don't forget to do the moppings before guests arrive.
قبل از ورود مهمانها، نظافت را فراموش نکنید.
she enjoys listening to music while doing her moppings.
او از گوش دادن به موسیقی در حین نظافت خود لذت میبرد.
he found the moppings to be surprisingly therapeutic.
او نظافت را به طرز شگفت انگیزی درمانی یافت.
using the right cleaning solution can enhance your moppings.
استفاده از محلول تمیز کننده مناسب میتواند نظافت شما را بهبود بخشد.
she taught her kids how to help with the moppings.
او به فرزندانش آموزش داد که چگونه در نظافت کمک کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید