morbilli

[ایالات متحده]/mɔːˈbɪl.i/
[بریتانیا]/mɔrˈbɪl.i/

ترجمه

n. یک بیماری ویروسی که باعث بثورات و تب می‌شود و به طور معمول به نام سرخک شناخته می‌شود.
Word Forms
جمعmorbillis

عبارات و ترکیب‌ها

morbilli outbreak

شیوع سرخک

morbilli vaccination

واکسیناسیون سرخک

morbilli symptoms

علائم سرخک

morbilli cases

موارد سرخک

morbilli virus

ویروس سرخک

morbilli infection

عفونت سرخک

morbilli prevention

پیشگیری از سرخک

morbilli diagnosis

تشخیص سرخک

morbilli transmission

انتقال سرخک

morbilli complications

پیامدهای سرخک

جملات نمونه

many children are vaccinated against morbilli.

بسیاری از کودکان در برابر سرخک واکسیناسیون شده‌اند.

morbilli outbreaks can be prevented through immunization.

می‌توان از طریق واکسیناسیون از بروز همه‌گیری سرخک جلوگیری کرد.

symptoms of morbilli include a high fever and rash.

علائم سرخک شامل تب بالا و بثورات پوستی است.

the morbidity rate of morbilli has decreased significantly.

نرخ آسیب‌پذیری سرخک به طور قابل توجهی کاهش یافته است.

morbilli is highly contagious among unvaccinated individuals.

سرخک در بین افراد واکسینه‌نشده بسیار مسری است.

health authorities monitor morbilli cases closely.

مقامات بهداشتی به دقت موارد سرخک را رصد می‌کنند.

education about morbilli is crucial for public health.

آموزش در مورد سرخک برای سلامت عمومی بسیار مهم است.

travelers should be aware of morbilli risks in certain countries.

سفرکنندگان باید از خطرات سرخک در برخی کشورها آگاه باشند.

early diagnosis of morbilli can lead to better outcomes.

تشخیص زودهنگام سرخک می‌تواند منجر به نتایج بهتری شود.

vaccination campaigns have reduced morbilli cases worldwide.

کمپین‌های واکسیناسیون موارد سرخک را در سراسر جهان کاهش داده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید