morphine

[ایالات متحده]/'mɔːfiːn/
[بریتانیا]/'mɔrfin/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی مسکن مخدر که برای تسکین درد استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

morphine sulfate

نمک سلفات مورفین

جملات نمونه

he is on morphine to relieve the pain.

او برای تسکین درد مورفین مصرف می‌کند.

The morphine was administered by injection.

مورفین از طریق تزریق تجویز شد.

to derive from opium or morphine and used as a cough suppressant

منشأ گرفته از خشخاش یا مورفین و به عنوان خلط‌آورنده استفاده می‌شود.

A study on the chromatographic behaviours of codeine, morphine, papaverine, narcotine, cannabidiol, tetrahydrocannbinol, cannbinol and diacetyl morphine on wide bore capillary column in presented.

مطالعه‌ای در مورد رفتار کروماتوگرافی کدئین، مورفین، پاپاورین، نارکوتین، کانابیدیول، تتراهیدروکانابینول، کانابینول و دی‌استیل مورفین بر روی ستون مویرگی با قطر زیاد ارائه شده است.

In the field hospital, doctors gave Stockell more morphine and plasma and an antitetanus shot.

در بیمارستان صحرایی، پزشکان به استوکل بیشتر مورفین و پلاسما و یک واکسن ضد تتانوس دادند.

Opium, morphine, heroin, marihuana and other addictive kef and psychotropic substance;

آفتوز، مرفین، هروئین، ماری جوآنا و سایر مواد اعتیادآور کاف و روانگردان؛

However, the analgesic effects of acupuncture and morphine were not reversed by naloxone microinjected into the amygdala or the mesencephalic reticular formation. 2 .

با این حال، اثرات ضد درد طب سوزنی و مورفین با استفاده از نالوکسون که به طور میکروسکوپی در آمیگدال یا شبکه‌ای میانی مغز تزریق شده بود، معکوس نشد. 2 .

Amputation of a segment of the tail produced long-lasting changes in nociception and morphine-induced antinociception.

قطع یک قطعه از دم منجر به تغییرات طولانی مدت در نوسیسپشن و ضد درد القا شده توسط مورفین شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید