mortaring

[ایالات متحده]/ˈmɔːtə.rɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmɔrtərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ملات; مخلوطی که برای اتصال مواد استفاده می‌شود
v. ملات را اعمال کردن یا با یک گلوله‌زن بمباران کردن

عبارات و ترکیب‌ها

mortaring walls

دیوارچسبی‌کاری

mortaring joints

درزچسبی‌کاری

mortaring bricks

آجرچسبی‌کاری

mortaring stones

سنگ‌چسبی‌کاری

mortaring tiles

کابلوچسبی‌کاری

mortaring surfaces

چسباندن سطوح

mortaring repairs

تعمیرات چسبی

mortaring techniques

تکنیک‌های چسباندن

mortaring process

فرآیند چسباندن

mortaring methods

روش‌های چسباندن

جملات نمونه

the workers are mortaring the bricks together.

کارگران در حال ملات‌کاری آجرها با هم هستند.

mortaring is essential for building strong walls.

ملات‌کاری برای ساختن دیوارهای محکم ضروری است.

they spent the afternoon mortaring the patio.

آنها بعد از ظهر را صرف ملات‌کاری پاسیو کردند.

proper mortaring techniques can improve durability.

تکنیک‌های مناسب ملات‌کاری می‌توانند دوام را بهبود بخشند.

he is skilled at mortaring tiles on the floor.

او در ملات‌کاری کاشی‌ها روی زمین مهارت دارد.

mortaring requires precision and patience.

ملات‌کاری نیاز به دقت و صبر دارد.

she learned mortaring from her father.

او ملات‌کاری را از پدرش یاد گرفت.

after mortaring, let the surface cure properly.

پس از ملات‌کاری، اجازه دهید سطح به درستی درمان شود.

mortaring can be messy, so wear gloves.

ملات‌کاری می‌تواند کثیف باشد، بنابراین دستکش بپوشید.

he enjoys mortaring as part of his masonry work.

او از ملات‌کاری به عنوان بخشی از کار بنایی خود لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید