mortaring walls
دیوارچسبیکاری
mortaring joints
درزچسبیکاری
mortaring bricks
آجرچسبیکاری
mortaring stones
سنگچسبیکاری
mortaring tiles
کابلوچسبیکاری
mortaring surfaces
چسباندن سطوح
mortaring repairs
تعمیرات چسبی
mortaring techniques
تکنیکهای چسباندن
mortaring process
فرآیند چسباندن
mortaring methods
روشهای چسباندن
the workers are mortaring the bricks together.
کارگران در حال ملاتکاری آجرها با هم هستند.
mortaring is essential for building strong walls.
ملاتکاری برای ساختن دیوارهای محکم ضروری است.
they spent the afternoon mortaring the patio.
آنها بعد از ظهر را صرف ملاتکاری پاسیو کردند.
proper mortaring techniques can improve durability.
تکنیکهای مناسب ملاتکاری میتوانند دوام را بهبود بخشند.
he is skilled at mortaring tiles on the floor.
او در ملاتکاری کاشیها روی زمین مهارت دارد.
mortaring requires precision and patience.
ملاتکاری نیاز به دقت و صبر دارد.
she learned mortaring from her father.
او ملاتکاری را از پدرش یاد گرفت.
after mortaring, let the surface cure properly.
پس از ملاتکاری، اجازه دهید سطح به درستی درمان شود.
mortaring can be messy, so wear gloves.
ملاتکاری میتواند کثیف باشد، بنابراین دستکش بپوشید.
he enjoys mortaring as part of his masonry work.
او از ملاتکاری به عنوان بخشی از کار بنایی خود لذت میبرد.
mortaring walls
دیوارچسبیکاری
mortaring joints
درزچسبیکاری
mortaring bricks
آجرچسبیکاری
mortaring stones
سنگچسبیکاری
mortaring tiles
کابلوچسبیکاری
mortaring surfaces
چسباندن سطوح
mortaring repairs
تعمیرات چسبی
mortaring techniques
تکنیکهای چسباندن
mortaring process
فرآیند چسباندن
mortaring methods
روشهای چسباندن
the workers are mortaring the bricks together.
کارگران در حال ملاتکاری آجرها با هم هستند.
mortaring is essential for building strong walls.
ملاتکاری برای ساختن دیوارهای محکم ضروری است.
they spent the afternoon mortaring the patio.
آنها بعد از ظهر را صرف ملاتکاری پاسیو کردند.
proper mortaring techniques can improve durability.
تکنیکهای مناسب ملاتکاری میتوانند دوام را بهبود بخشند.
he is skilled at mortaring tiles on the floor.
او در ملاتکاری کاشیها روی زمین مهارت دارد.
mortaring requires precision and patience.
ملاتکاری نیاز به دقت و صبر دارد.
she learned mortaring from her father.
او ملاتکاری را از پدرش یاد گرفت.
after mortaring, let the surface cure properly.
پس از ملاتکاری، اجازه دهید سطح به درستی درمان شود.
mortaring can be messy, so wear gloves.
ملاتکاری میتواند کثیف باشد، بنابراین دستکش بپوشید.
he enjoys mortaring as part of his masonry work.
او از ملاتکاری به عنوان بخشی از کار بنایی خود لذت میبرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید