mortimer

[ایالات متحده]/'mɔ:timə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مورتیمر (نام مردانه)
Word Forms
جمعmortimers

جملات نمونه

Lord Mortimer is hosting a grand gala at his estate.

لرد مرتیمر در حال برگزاری یک جشن بزرگ در اقامتگاه خود است.

The Mortimer family has a long history of philanthropy.

خانواده مرتیمر سابقه طولانی در فعالیت های خیریه دارد.

She inherited the Mortimer fortune after her uncle's passing.

او پس از فوت عمه‌اش، ثروت مرتیمر را به ارث برد.

Mortimer's latest novel has received critical acclaim.

رمان جدید مرتیمر مورد تحسین منتقدان قرار گرفته است.

The Mortimer Foundation supports various educational initiatives.

بنیاد مرتیمر از طرح های آموزشی مختلف حمایت می کند.

Mortimer Manor is known for its stunning architecture.

منور مرتیمر به خاطر معماری خیره کننده اش مشهور است.

Mortimer was a renowned scientist in the field of genetics.

مرتیمر یک دانشمند مشهور در زمینه ژنتیک بود.

The Mortimer Art Gallery is showcasing a new exhibit next month.

گالری هنری مرتیمر ماه آینده یک نمایشگاه جدید را به نمایش خواهد گذاشت.

Mortimer's speech at the conference was both insightful and inspiring.

سخنرانی مرتیمر در کنفرانس هم روشنگرانه و هم الهام بخش بود.

The Mortimer Foundation announced a scholarship program for underprivileged students.

بنیاد مرتیمر برنامه بورسیه تحصیلی برای دانش آموزان محروم اعلام کرد.

نمونه‌های واقعی

In 1054, William was victorious against King  Henry's troops in the Battle of Mortimer.

در سال 1054، ویلیام در نبرد مورتیمر بر نیروهای شاه هنری پیروز شد.

منبع: Charming history

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید