moseyed

[ایالات متحده]/ˈməʊzɪd/
[بریتانیا]/ˈmoʊziːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به آرامی یا به صورت غیررسمی راه رفتن یا حرکت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

moseyed along

به آرامی قدم زد

moseyed over

به آرامی عبور کرد

moseyed back

به آرامی بازگشت

moseyed home

به آرامی به خانه رفت

moseyed down

به آرامی پایین رفت

moseyed around

به آرامی در اطراف قدم زد

moseyed past

از کنار به آرامی گذشت

moseyed off

به آرامی رفت

moseyed through

از میان به آرامی عبور کرد

moseyed into

به آرامی وارد شد

جملات نمونه

the cat moseyed across the room, looking for a sunny spot.

گربه به آرامی از اتاق عبور کرد و به دنبال یک جای آفتابی گشت.

after lunch, we moseyed down to the park for a stroll.

بعد از ناهار، به آرامی به سمت پارک رفتیم تا قدم بزنیم.

he moseyed over to the counter to grab a coffee.

او به آرامی به سمت پیشخوان رفت تا قهوه بگیرد.

the children moseyed around the playground, enjoying their time.

کودکان به آرامی در زمین بازی چرخیدند و از وقت خود لذت بردند.

she moseyed through the bookstore, browsing the latest novels.

او به آرامی از طریق کتابفروشی عبور کرد و به دنبال جدیدترین رمان‌ها گشت.

as the sun set, we moseyed back to our campsite.

همانطور که خورشید غروب می کرد، به آرامی به محل کمپ خود بازگشتیم.

the dog moseyed along the path, sniffing everything in sight.

سگ به آرامی در امتداد مسیر حرکت کرد و همه چیز را بو کرد.

they moseyed into the gallery, admiring the artwork.

آنها به آرامی وارد گالری شدند و از آثار هنری تحسین کردند.

we moseyed through the farmers' market, sampling fresh produce.

ما به آرامی از طریق بازار کشاورزان عبور کردیم و محصولات تازه را امتحان کردیم.

after dinner, they moseyed to the beach to watch the waves.

بعد از شام، آنها به آرامی به سمت ساحل رفتند تا به تماشای امواج بنشینند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید