moth-prone fabrics
پارچههای حساس به حشرات کبک
becoming moth-prone
در حال شدن حساس به حشرات کبک
moth-prone areas
منطقههای حساس به حشرات کبک
extremely moth-prone
خیلی حساس به حشرات کبک
moth-prone storage
ذخیرهسازی حساس به حشرات کبک
inherently moth-prone
به طور ذاتی حساس به حشرات کبک
was moth-prone
حساس به حشرات کبک بود
highly moth-prone
بسیار حساس به حشرات کبک
moth-prone material
مواد حساس به حشرات کبک
seemingly moth-prone
به نظر میرسد حساس به حشرات کبک باشد
the antique wardrobe was notoriously moth-prone, requiring regular cleaning.
خزانه قدیمی به شدت به مگسها حساس بود و نیاز به تمیز کردن منظم داشت.
we stored the wool blankets in moth-prone bags to protect them.
ما پتوهای پشمی را در کیسههای حساس به مگسها نگهداری کردیم تا از آنها حفاظت شود.
this area is particularly moth-prone due to the damp conditions.
این منطقه به دلیل شرایط مرطوب به ویژه به مگسها حساس است.
the museum curator warned us about the moth-prone nature of the textiles.
منشی موزه ما را درباره حساسیت پارچهها به مگسها هشدار داد.
grandma's collection of vintage hats was highly moth-prone.
مجموعه کلاههای قدیمی نانوی من به شدت به مگسها حساس بود.
we used cedar chips to deter moths in the moth-prone closet.
ما از چوب گردو برای جلوگیری از حضور مگسها در این خزانه حساس به مگسها استفاده کردیم.
the old tapestry was severely moth-prone and falling apart.
تکه پارچه قدیمی به شدت به مگسها حساس بود و در حال پاره شدن بود.
storing natural fibers requires caution due to their moth-prone qualities.
نگهداری از الیاف طبیعی به دلیل حساسیت آنها به مگسها نیاز به احتیاط دارد.
the family heirloom was sadly moth-prone and damaged beyond repair.
میراث خانوادگی به شدت به مگسها حساس بود و آسیبهایی دیده که اصلاح آن غیرممکن است.
we treated the moth-prone rugs with a natural insecticide.
ما چادرهای حساس به مگسها را با یک杀虫剂 طبیعی درمان کردیم.
the attic is a known moth-prone area, so we sealed it.
چمنخانه یک منطقه شناخته شده حساس به مگسهاست، بنابراین آن را بستیم.
moth-prone fabrics
پارچههای حساس به حشرات کبک
becoming moth-prone
در حال شدن حساس به حشرات کبک
moth-prone areas
منطقههای حساس به حشرات کبک
extremely moth-prone
خیلی حساس به حشرات کبک
moth-prone storage
ذخیرهسازی حساس به حشرات کبک
inherently moth-prone
به طور ذاتی حساس به حشرات کبک
was moth-prone
حساس به حشرات کبک بود
highly moth-prone
بسیار حساس به حشرات کبک
moth-prone material
مواد حساس به حشرات کبک
seemingly moth-prone
به نظر میرسد حساس به حشرات کبک باشد
the antique wardrobe was notoriously moth-prone, requiring regular cleaning.
خزانه قدیمی به شدت به مگسها حساس بود و نیاز به تمیز کردن منظم داشت.
we stored the wool blankets in moth-prone bags to protect them.
ما پتوهای پشمی را در کیسههای حساس به مگسها نگهداری کردیم تا از آنها حفاظت شود.
this area is particularly moth-prone due to the damp conditions.
این منطقه به دلیل شرایط مرطوب به ویژه به مگسها حساس است.
the museum curator warned us about the moth-prone nature of the textiles.
منشی موزه ما را درباره حساسیت پارچهها به مگسها هشدار داد.
grandma's collection of vintage hats was highly moth-prone.
مجموعه کلاههای قدیمی نانوی من به شدت به مگسها حساس بود.
we used cedar chips to deter moths in the moth-prone closet.
ما از چوب گردو برای جلوگیری از حضور مگسها در این خزانه حساس به مگسها استفاده کردیم.
the old tapestry was severely moth-prone and falling apart.
تکه پارچه قدیمی به شدت به مگسها حساس بود و در حال پاره شدن بود.
storing natural fibers requires caution due to their moth-prone qualities.
نگهداری از الیاف طبیعی به دلیل حساسیت آنها به مگسها نیاز به احتیاط دارد.
the family heirloom was sadly moth-prone and damaged beyond repair.
میراث خانوادگی به شدت به مگسها حساس بود و آسیبهایی دیده که اصلاح آن غیرممکن است.
we treated the moth-prone rugs with a natural insecticide.
ما چادرهای حساس به مگسها را با یک杀虫剂 طبیعی درمان کردیم.
the attic is a known moth-prone area, so we sealed it.
چمنخانه یک منطقه شناخته شده حساس به مگسهاست، بنابراین آن را بستیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید