| قسمت سوم فعل | motorized |
| زمان گذشته | motorized |
| شکل سوم شخص مفرد | motorizes |
| صفت یا فعل حال استمراری | motorizing |
motorize vehicles
وسایل نقلیه موتوری
motorize equipment
تجهیزات موتوری
motorize bikes
دوچرخه های موتوری
motorize carts
چرخ دستی های موتوری
motorize boats
قایق های موتوری
motorize scooters
اسکوترهای موتوری
motorize tools
ابزارهای موتوری
motorize machines
ماشین آلات موتوری
motorize appliances
وسایل موتوری
motorize transport
حمل و نقل موتوری
many cities are planning to motorize their public transport systems.
بسیاری از شهرها در حال برنامهریزی برای موتوریزه کردن سیستمهای حمل و نقل عمومی خود هستند.
they decided to motorize the farm equipment for better efficiency.
آنها تصمیم گرفتند تجهیزات کشاورزی را برای افزایش بهرهوری موتوریزه کنند.
to increase productivity, we should motorize the assembly line.
برای افزایش بهرهوری، باید خط تولید را موتوریزه کنیم.
the company aims to motorize its delivery services by next year.
شرکت قصد دارد خدمات تحویل خود را تا سال آینده موتوریزه کند.
motorizing the bicycles will make commuting much easier.
موتوریزه کردن دوچرخهها رفت و آمد را بسیار آسانتر میکند.
they plan to motorize the boats for faster travel on the lake.
آنها قصد دارند قایقها را برای سفر سریعتر در دریاچه موتوریزه کنند.
motorizing traditional tools can help artisans work more efficiently.
موتوریزه کردن ابزارهای سنتی میتواند به هنرمندان کمک کند تا با کارایی بیشتری کار کنند.
we need to motorize the lawnmowers to save time during landscaping.
ما باید چمنزنها را موتوریزه کنیم تا در هنگام طراحی مناظر در زمان صرفهجویی کنیم.
motorizing the wheelchair has greatly improved mobility for users.
موتوریزه کردن ویلچر به طور قابل توجهی تحرک را برای کاربران بهبود بخشیده است.
to modernize the factory, they will motorize all manual processes.
برای نوسازی کارخانه، آنها تمام فرآیندهای دستی را موتوریزه خواهند کرد.
motorize vehicles
وسایل نقلیه موتوری
motorize equipment
تجهیزات موتوری
motorize bikes
دوچرخه های موتوری
motorize carts
چرخ دستی های موتوری
motorize boats
قایق های موتوری
motorize scooters
اسکوترهای موتوری
motorize tools
ابزارهای موتوری
motorize machines
ماشین آلات موتوری
motorize appliances
وسایل موتوری
motorize transport
حمل و نقل موتوری
many cities are planning to motorize their public transport systems.
بسیاری از شهرها در حال برنامهریزی برای موتوریزه کردن سیستمهای حمل و نقل عمومی خود هستند.
they decided to motorize the farm equipment for better efficiency.
آنها تصمیم گرفتند تجهیزات کشاورزی را برای افزایش بهرهوری موتوریزه کنند.
to increase productivity, we should motorize the assembly line.
برای افزایش بهرهوری، باید خط تولید را موتوریزه کنیم.
the company aims to motorize its delivery services by next year.
شرکت قصد دارد خدمات تحویل خود را تا سال آینده موتوریزه کند.
motorizing the bicycles will make commuting much easier.
موتوریزه کردن دوچرخهها رفت و آمد را بسیار آسانتر میکند.
they plan to motorize the boats for faster travel on the lake.
آنها قصد دارند قایقها را برای سفر سریعتر در دریاچه موتوریزه کنند.
motorizing traditional tools can help artisans work more efficiently.
موتوریزه کردن ابزارهای سنتی میتواند به هنرمندان کمک کند تا با کارایی بیشتری کار کنند.
we need to motorize the lawnmowers to save time during landscaping.
ما باید چمنزنها را موتوریزه کنیم تا در هنگام طراحی مناظر در زمان صرفهجویی کنیم.
motorizing the wheelchair has greatly improved mobility for users.
موتوریزه کردن ویلچر به طور قابل توجهی تحرک را برای کاربران بهبود بخشیده است.
to modernize the factory, they will motorize all manual processes.
برای نوسازی کارخانه، آنها تمام فرآیندهای دستی را موتوریزه خواهند کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید