motorizing

[ایالات متحده]/ˈməʊtəraɪzɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmoʊtəraɪzɪŋ/

ترجمه

v. شکل حال استمراری موتوریزه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

motorizing vehicles

وسایل نقلیه موتوری

motorizing bikes

دوچرخه های موتوری

motorizing scooters

اسکوترهای موتوری

motorizing equipment

تجهیزات موتوری

motorizing tools

ابزارهای موتوری

motorizing boats

قایق‌های موتوری

motorizing cars

خودروهای موتوری

motorizing machinery

ماشین‌آلات موتوری

motorizing devices

دستگاه‌های موتوری

motorizing systems

سیستم‌های موتوری

جملات نمونه

motorizing the bicycle can make commuting easier.

موتوريزه کردن دوچرخه می‌تواند رفت و آمد را آسان‌تر کند.

they are motorizing their boat for better performance.

آنها در حال موتوريزه کردن قایق خود برای عملکرد بهتر هستند.

motorizing the garden tools can save time and effort.

موتوريزه کردن ابزارهای باغبانی می‌تواند در زمان و تلاش صرفه‌جویی کند.

the company is focused on motorizing their production line.

شرکت بر موتوريزه کردن خط تولید خود تمرکز دارد.

motorizing the wheelchair enhances mobility for users.

موتوريزه کردن ویلچر، تحرک را برای کاربران افزایش می‌دهد.

he is interested in motorizing his old car.

او به موتوريزه کردن ماشین قدیمی خود علاقه دارد.

motorizing your skateboard can add a fun element to riding.

موتوريزه کردن اسکیتبورد شما می‌تواند یک عنصر سرگرم‌کننده به سواری اضافه کند.

they are considering motorizing their home appliances for convenience.

آنها در حال بررسی موتوريزه کردن لوازم خانگی خود برای راحتی بیشتر هستند.

motorizing the model trains can make them more exciting.

موتوريزه کردن قطارهای مدل می‌تواند آن‌ها را هیجان‌انگیزتر کند.

motorizing the lawn mower can make yard work easier.

موتوريزه کردن چمن زن می‌تواند انجام کارهای حیاط را آسان‌تر کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید