moulder

[ایالات متحده]/'məʊldə/
[بریتانیا]/'moldɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. پوسیدن; کاهش یافتن
vt. موجب پوسیدگی شدن; موجب کاهش یافتن
n. یک قالب‌ساز، کارگری که قالب می‌سازد
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریmouldering
جمعmoulders
شکل سوم شخص مفردmoulders
قسمت سوم فعلmouldered
زمان گذشتهmouldered

عبارات و ترکیب‌ها

moulder growth

رشد قارچ

moulder spores

هاگ‌های قارچ

جملات نمونه

there was a mushroomy smell of disuse and mouldering books.

بوی قارچی از بی‌استفاده بودن و کتاب‌های پوسیده وجود داشت.

I couldn't permit someone of your abilities to moulder away in a backwater.

من نمی‌توانستم اجازه دهم کسی با توانایی‌های شما در یک منطقه دورافتاده از بین برود.

نمونه‌های واقعی

Yet Kentish Town's shops and cafes are almost invariably untrendy and in some cases mouldering.

با وجود این، مغازه‌ها و کافه‌های کنتیش تاون معمولاً غیرمد روز و در برخی موارد پوسیده هستند.

منبع: The Economist (Summary)

But I shall lie alone, mother, within the mouldering grave.

اما من تنها در گور پوسیده دراز خواهم کشید، مادر.

منبع: British Original Language Textbook Volume 4

Still did the hoof and heel their passage tear Through cloven helms and arms, and corses mouldering drear.

هنوز هم، سم و پاشنه مسیر خود را از میان کلاه‌بهل‌های شکسته و دست‌ها و اجساد پژمرده عبور می‌دادند.

منبع: British Original Language Textbook Volume 6

The live music market is flourishing even as sales of recorded music have mouldered.

بازار موسیقی زنده در حال رونق است، حتی در حالی که فروش موسیقی ضبط شده در حال پوسیدگی است.

منبع: The Economist (Summary)

A great many of the tenements had shop-fronts; but these were fast closed, and mouldering away; only the upper rooms being inhabited.

بسیاری از خانه‌ها دارای ویترین مغازه بودند، اما این ویترین‌ها به سرعت بسته شده و در حال پوسیدگی بودند؛ فقط اتاق‌های بالا مسکونی بودند.

منبع: Oliver Twist (Original Version)

Then was it that, surrounded by mouldering bodies, I dared to perform those mystic rites which summoned to my aid a fallen Angel.

در آن زمان بود که در میان اجساد پوسیده، جرات انجام آن مناجت‌های عرفانی را داشتم که برای کمک به من، یک فرشته سقوط کرده را احضار می‌کرد.

منبع: Monk (Part 2)

Soon my form would be mouldering in that distant soil, or, perhaps, be cast to the slimy reptiles that filled the stagnant waters of the bayou!

به زودی جسم من در آن خاک دوردست پوسیده خواهد شد، یا شاید به خزندگان لزج که آب‌های راکد باتاق را پر کرده بودند، تحویل داده شود!

منبع: Twelve Years a Slave

It had a square mouldering tower, owning neither battlement nor pinnacle, and seemed a monolithic termination, of one substance with the ridge, rather than a structure raised thereon.

این برج مربعی و پوسیده داشت که نه حصاری و نه برجینه‌ای نداشت و به نظر می‌رسید که یک پایان یکپارچه از یک ماده با قله است، نه یک سازه که بر آن ساخته شده است.

منبع: A pair of blue eyes (Part 1)

Here, where all is falling into dimness and dissolution, and we walk in cedarn gloom, and the very air of heaven goes mouldering to the lungs, I cannot remain commonplace.

اینجا، جایی که همه چیز در حال فرو رفتن در تاریکی و انحلال است، و ما در تاریکی سدرون قدم می‌گذاریم، و حتی هوای بهشت به ریه‌ها پوسیده می‌شود، نمی‌توانم معمولی بمانم.

منبع: Three mysterious people

Bearing in mind that we might not just have one company pension, we might have ones from old jobs that are mouldering away in those A4 envelopes, in drawers, you know, houses.

با در نظر گرفتن اینکه ممکن است فقط یک بازنشستگی شرکتی نداشته باشیم، ممکن است بازنشستگی‌هایی از مشاغل قدیمی وجود داشته باشد که در آن پاکت‌های A4، در کشوها، شما می‌دانید، خانه‌ها پوسیده می‌شوند.

منبع: Financial Times Podcast

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید