mouldered

[ایالات متحده]/ˈməʊldəd/
[بریتانیا]/ˈmoʊldərd/

ترجمه

v. تجزیه شدن یا پوسیدن؛ فروپاشیدن یا خرد شدن

عبارات و ترکیب‌ها

mouldered leaves

برگ‌های پوسیده

mouldered wood

چوب پوسیده

mouldered remains

آثار پوسیده

mouldered memories

خاطرات پوسیده

mouldered fruit

میوه پوسیده

mouldered bread

نان پوسیده

mouldered walls

دیوارهای پوسیده

mouldered fabric

پارچه پوسیده

mouldered history

تاریخ پوسیده

جملات نمونه

the old bread had mouldered in the corner of the kitchen.

نان کهنه در گوشه آشپزخانه کپک زده بود.

he found a mouldered book in the attic.

او یک کتاب کپک زده در زیرشیرآزه‌ها پیدا کرد.

the once vibrant garden had mouldered over the years.

باغ زمانی پر جنب و جوش، در طول سال‌ها کپک زده بود.

they discovered mouldered remains of the ancient structure.

آنها بقایای کپک زده سازه باستانی را کشف کردند.

after the storm, the food in the pantry had mouldered.

بعد از طوفان، غذایی که در انباری بود کپک زده بود.

the mouldered leaves crunched underfoot.

برگ‌های کپک زده زیر پا خرد می‌شدند.

she threw away the mouldered fruit from the bowl.

او میوه‌های کپک زده را از کاسه دور انداخت.

his memories of the place had mouldered over time.

خاطرات او از آن مکان در طول زمان محو شده بود.

the mouldered furniture was a reminder of better days.

مبلمان کپک زده یادآور روزهای بهتر بود.

they cleaned out the cellar, finding mouldered boxes.

آنها زیرزمین را تمیز کردند و جعبه‌های کپک زده پیدا کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید