mow

[ایالات متحده]/məʊ/
[بریتانیا]/moʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توده‌ای از چمن; ابروهای چین‌دار; انباشت دانه

vt. بریدن چمن; برداشت محصولات

vi. بریدن چمن; برداشت محصولات

abbr. وزارت کار

عبارات و ترکیب‌ها

mow the lawn

چمن را علف‌زنی کنید

mow the grass

چمن را چیده شود

mow down weeds

چیدن علف‌های هرز

mow the backyard

چمن‌زنی حیاط پشتی

mow the field

چمن‌زنی مزرعه

mow the meadow

چمن‌زنی چمنزار

جملات نمونه

The lawn mower is an electric.

چمن زن برقی است.

Roger mowed the lawn.

راجر چمن را چید.

The mower is covered with rust.

چمن زن با زنگ زدگی پوشیده شده است.

We need a lawn mower to cut the grass.

ما به یک چمن زن برای برش چمن نیاز داریم.

You should get after them to mow the lawn.

باید آن‌ها را وادار کرد تا چمن را بچیند.

mowed down the opposition with strong arguments.

با استدلال‌های قوی، مخالفان را از صحنه کنار زد.

The enemy were mowed down with machine-gun fire.

دشمنان با آتش مسلسل از پا درآمدند.

Your big lawn mower is just the job for the high grass.

چمن زن بزرگ شما دقیقاً برای چمن بلند مناسب است.

earned money by mowing lawns.

او با چیدن چمن پول به دست آورد.

The typical lawn mower makes about 90 decibels of noise.

چمن‌زن معمولی حدود 90 دسی‌بل صدا تولید می‌کند.

They were arguing for a delay in introducing the new mower to the public.

آنها در مورد به تاخیر انداختن معرفی چمن زن جدید به عموم مردم بحث می کردند.

kept his end of the bargain and mowed the lawn;

وظیفه‌اش را انجام داد و چمن را چید.

The owner of the house refused to hire the mowing done.

صاحب خانه از استخدام برای انجام چمن‌زنی امتناع کرد.

The proposed amalgamation of the two institutes has mow fallen through.

پیشنهاد ادغام دو موسسه اکنون منتفی شده است.

Vertical mow, aerify, or slit seed to open the stand and allow the seed to reach the soil. Then broadcast seed, topdress, and drag or rake.

چمن‌زنی عمودی، هوادهی یا برش دادن بذر برای باز کردن پوشش گیاهی و اجازه دادن به بذر برای رسیدن به خاک. سپس بذر را پخش کنید، روی آن خاک بمالید و بکشید یا با گاوآهن آن را جمع کنید.

If it is too slopy it is more tiring to mow the lawn.And just have to remember that your car might skid when you go in and out of the garage when snow.

اگر شیب زیادی داشته باشد، چمن زدن خسته کننده تر است. و فقط باید به یاد داشته باشید که ماشین شما ممکن است در هنگام ورود و خروج از گاراژ در برف سر بخورد.

One day a youth espied her as he was hunting.She saw him and recognized him as her own son, mow grown a young man.

یک روز، یک جوان او را دید در حالی که در حال شکار بود. او او را دید و به عنوان پسر خود شناخت، اکنون یک جوان شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید