muckraking

[ایالات متحده]/ˈmʌk.reɪ.kɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmʌk.reɪ.kɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری muckrake، به معنی جمع‌آوری و افشا کردن رسوایی‌ها، به‌ویژه در میان سلبریتی‌ها
n. عمل جستجو و انتشار رسوایی‌ها درباره افراد مشهور
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

muckraking journalism

روزنامه‌نگاری افشاگری

muckraking expose

افشای رسوایی

muckraking report

گزارش افشاگری

muckraking stories

داستان‌های افشاگری

muckraking articles

مقالات افشاگری

muckraking investigation

تحقیقات افشاگری

muckraking techniques

تکنیک‌های افشاگری

muckraking practices

روش‌های افشاگری

muckraking tradition

سنّت افشاگری

muckraking activists

فعالین افشاگری

جملات نمونه

the journalist is known for his muckraking style.

روزنامه‌نگار به خاطر سبک افشاگری‌اش شناخته می‌شود.

muckraking can lead to significant social change.

افشاگری می‌تواند منجر به تغییرات اجتماعی قابل توجهی شود.

her muckraking articles exposed corruption in the government.

مقالات افشاگری او فساد در دولت را نشان داد.

muckraking journalism often uncovers hidden truths.

روزنامه‌نگاری افشاگری اغلب حقایق پنهان را آشکار می‌کند.

many muckraking reporters have faced backlash.

بسیاری از گزارشگران افشاگری با واکنش منفی روبرو شده‌اند.

the book is a collection of muckraking essays.

این کتاب مجموعه‌ای از مقالات افشاگری است.

muckraking can sometimes be seen as controversial.

افشاگری گاهی اوقات می‌تواند بحث‌برانگیز تلقی شود.

he earned a reputation for muckraking in his early career.

او در اوایل دوران حرفه‌ای خود به دلیل افشاگری شهرت کسب کرد.

muckraking has a long history in american journalism.

افشاگری تاریخ طولانی در روزنامه‌نگاری آمریکا دارد.

her muckraking investigation revealed the truth behind the scandal.

تحقیقات افشاگری او حقیقت پشت پرده رسوایی را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید