mudcat

[ایالات متحده]/ˈmʌdkæt/
[بریتانیا]/ˈmʌdˌkæt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ماهی گربه، به‌ویژه ماهی گربه کانال؛ نام دیگری برای ماهی گربه
Word Forms
جمعmudcats

عبارات و ترکیب‌ها

mudcat fishing

ماهیگیری حلزون گِل

mudcat soup

سوپ حلزون گِل

mudcat lure

طعمه حلزون گِل

mudcat tournament

مسابقه ماهیگیری حلزون گِل

mudcat habitat

زیستگاه حلزون گِل

mudcat bait

طعم ماهیگیری حلزون گِل

mudcat catch

گرفتن حلزون گِل

mudcat species

گونه حلزون گِل

mudcat guide

راهنمای حلزون گِل

mudcat recipe

دستور پخت حلزون گِل

جملات نمونه

the mudcat is a popular fish among anglers.

ماهی گِل‌ماهی در بین ماهیگیران بسیار محبوب است.

we caught a big mudcat during our fishing trip.

ما در طول سفر ماهیگیری خود یک گِل‌ماهی بزرگ گرفتیم.

many people enjoy eating mudcat for dinner.

بسیاری از مردم از خوردن گِل‌ماهی برای شام لذت می‌برند.

the mudcat has a unique taste compared to other fish.

گِل‌ماهی در مقایسه با سایر ماهی‌ها طعم منحصر به فردی دارد.

he used a special bait to catch the mudcat.

او از یک طعمه خاص برای گرفتن گِل‌ماهی استفاده کرد.

in some regions, mudcat fishing is a tradition.

در برخی مناطق، ماهیگیری گِل‌ماهی یک سنت است.

the mudcat is known for its whiskers and flat head.

گِل‌ماهی به خاطر سبیل‌ها و سر صافش شناخته می‌شود.

he keeps a record of all the mudcat he has caught.

او سابقه تمام گِل‌ماهی‌هایی که گرفته است را ثبت می‌کند.

fishing for mudcat can be quite challenging.

ماهیگیری برای گِل‌ماهی می‌تواند بسیار چالش برانگیز باشد.

the local festival featured a mudcat cook-off.

جشنواره محلی مسابقه آشپزی گِل‌ماهی را داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید