multi-pronged

[ایالات متحده]/[ˈmʌlti prɒŋd]/
[بریتانیا]/[ˈmʌlti prɒŋd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای یا شامل چند پر یا نقاط؛ شامل رویکردهای یا استراتژی‌های چندگانه؛ ویژگی دارای یک استراتژی یا رویکردی که از چند روش یا تاکتیک مختلف استفاده می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

multi-pronged approach

رویکرد چندگانه

a multi-pronged strategy

یک استراتژی چندگانه

multi-pronged attack

حمله چندگانه

launching a multi-pronged

شروع یک رویکرد چندگانه

multi-pronged effort

تلاش چندگانه

multi-pronged solution

راه حل چندگانه

multi-pronged campaign

حمله چندگانه

implementing multi-pronged

اجرای رویکرد چندگانه

multi-pronged defense

دفاع چندگانه

our multi-pronged plan

طرح چندگانه ما

جملات نمونه

the company adopted a multi-pronged approach to marketing, targeting various demographics.

شرکت به یک رویکرد چندگانه در بازاریابی پرداخت و به دنبال جذب گروه‌های مختلف جمعیت بود.

our multi-pronged strategy included online advertising, public relations, and content marketing.

رویکرد چندگانه ما شامل تبلیغات آنلاین، روابط عمومی و بازاریابی محتوا بود.

addressing the problem requires a multi-pronged solution involving education, policy, and community outreach.

حل این مشکل نیاز به یک راهکار چندگانه دارد که شامل آموزش، سیاست‌گذاری و ارتباط با جامعه است.

the investigation followed a multi-pronged path, examining financial records and interviewing witnesses.

تحقيقات به یک راهکار چندگانه پیوست و به بررسی ثبت‌های مالی و مصاحبه با شاهدان پرداخت.

we launched a multi-pronged campaign to raise awareness about climate change.

ما یک کمپین چندگانه راه اندازی کردیم تا از تغییرات اقلیمی آگاهی عمومی را افزایش دهیم.

the project’s success depended on a multi-pronged effort from the entire team.

موفقیت پروژه به یک تلاش چندگانه از سوی تمامی تیم وابسته بود.

the security plan was a multi-pronged defense against potential threats.

طرح امنیتی یک دفاع چندگانه علیه تهدیدات محتمل بود.

the research utilized a multi-pronged methodology, combining qualitative and quantitative data.

این تحقیق از یک روش چندگانه استفاده کرد که داده‌های کیفی و کمی را ترکیب می‌کرد.

the government implemented a multi-pronged initiative to stimulate economic growth.

دولت یک اقدام چندگانه را اجرا کرد تا رشد اقتصادی را تحریک کند.

the legal team presented a multi-pronged defense during the trial.

تیم حقوقی در طول جلسه با یک دفاع چندگانه مواجه شد.

a multi-pronged approach to conflict resolution is often the most effective.

رویکرد چندگانه در حل و فصل اختلافات اغلب مؤثرترین روش است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید