multicoloration

[ایالات متحده]/ˌmʌltɪˌkʌləˈreɪʃn/
[بریتانیا]/ˌmʌltɪˌkʌləˈreɪʃn/

ترجمه

n. وضعیت یا کیفیتی از داشتن رنگ‌های زیاد یا متنوع؛ ظاهری چند رنگه یا الگوی چند رنگ.

جملات نمونه

the artist's multicoloration technique created stunning visual effects.

تکنیک چند رنگی هنرمند جلوه‌های بصری خیره‌کننده ایجاد کرد.

the festival featured spectacular multicoloration displays throughout the city.

جشنواره دارای نمایش‌های چند رنگی دیدنی در سراسر شهر بود.

scientists studied the multicoloration patterns on butterfly wings.

دانشمندان الگوهای چند رنگی روی بال‌های پروانه‌ها را مطالعه کردند.

the multicoloration of the stained glass windows transformed the cathedral.

چند رنگی پنجره‌های витраژ کلیسا را متحول کرد.

fashion designers incorporated bold multicoloration into their new collection.

طراحان مد رنگ‌های جسورانه چند رنگی را در مجموعه جدید خود گنجاندند.

the aquarium showcased fish with remarkable natural multicoloration.

آکواریوم ماهی‌هایی با چند رنگی طبیعی قابل توجه را به نمایش گذاشت.

the ancient pottery displayed intricate multicoloration designs.

ظروف سفال باستانی طرح‌های پیچیده چند رنگی را نشان می‌دادند.

autumn leaves exhibit beautiful multicoloration before falling.

برگ‌های پاییزی قبل از ریزش، چند رنگی زیبا را نشان می‌دهند.

the child's painting was filled with joyful multicoloration.

نقاشی کودک با چند رنگی شاد پر شده بود.

digital printers now offer precise multicoloration capabilities.

دستگاه‌های چاپ دیجیتال اکنون قابلیت‌های چند رنگی دقیق ارائه می‌دهند.

the tropical bird's feathers displayed extraordinary multicoloration.

پر‌های پرندگان استوایی چند رنگی فوق‌العاده‌ای را نشان می‌دادند.

the mosaic artwork featured vibrant multicoloration from thousands of tiles.

اثر هنری موزاییکی دارای چند رنگی پر جنب و جوش از هزاران کاشی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید