multigenic

[ایالات متحده]/ˌmʌltɪˈdʒɛnɪk/
[بریتانیا]/ˌmʌltaɪˈdʒɛnɪk/

ترجمه

adj. مربوط به یا شامل چندین ژن

عبارات و ترکیب‌ها

multigenic traits

ویژگی‌های چند ژنی

multigenic inheritance

وراثت چند ژنی

multigenic diseases

بیماری‌های چند ژنی

multigenic factors

عوامل چند ژنی

multigenic analysis

تجزیه و تحلیل چند ژنی

multigenic model

مدل چند ژنی

multigenic variation

تنوع چند ژنی

multigenic interactions

تعاملات چند ژنی

multigenic risk

خطر چند ژنی

جملات نمونه

multigenic traits often require comprehensive genetic analysis.

ویژگی‌های چندژنی اغلب به تجزیه و تحلیل ژنتیکی جامع نیاز دارند.

the study focused on multigenic influences on disease susceptibility.

مطالعه بر روی تأثیرات چندژنی بر استعداد ابتلا به بیماری متمرکز بود.

understanding multigenic inheritance can be complex for researchers.

درک ارث‌بری چندژنی می‌تواند برای محققان پیچیده باشد.

multigenic interactions play a crucial role in phenotypic variation.

تعاملات چندژنی نقش مهمی در تغییرات ظاهری ایفا می‌کنند.

researchers are exploring multigenic pathways in cancer development.

محققان مسیرهای چندژنی را در توسعه سرطان در حال بررسی هستند.

multigenic traits can be influenced by environmental factors.

ویژگی‌های چندژنی می‌توانند تحت تأثیر عوامل محیطی قرار گیرند.

the multigenic nature of height makes it a fascinating study subject.

ماهیت چندژنی قد باعث می‌شود مطالعه آن موضوعی جذاب باشد.

advancements in genomics have enhanced our understanding of multigenic diseases.

پیشرفت‌ها در ژنومیک درک ما را از بیماری‌های چندژنی افزایش داده است.

multigenic traits often exhibit continuous variation in populations.

ویژگی‌های چندژنی اغلب تنوع مستمر را در جمعیت‌ها نشان می‌دهند.

identifying multigenic loci is essential for breeding programs.

شناسایی لوکوس‌های چندژنی برای برنامه‌های پرورش ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید