multiport adapter
ادAPTER چندپورتی
multiport switch
سوئیچ چندپورتی
multiport hub
هاب چندپورتی
multiport connector
اتصال چندپورتی
multiport device
دستگاه چندپورتی
multiport network
شبکه چندپورتی
multiport interface
رابط چندپورتی
multiport cable
کابل چندپورتی
multiport serial
سریال چندپورتی
multiport usb
USB چندپورتی
the engineer designed a manifold with multiple multiports for the hydraulic system.
مهندس یک منفذه با چند منفذ چندگانه برای سیستم هیدرولیک طراحی کرد.
modern engines utilize intake manifolds with tuned multiports to optimize airflow.
موتورهای مدرن از منفذهای ورودی با منفذهای چندگانه تنظیم شده برای بهینه سازی جریان هوا استفاده می کنند.
the network switch features four 10g multiports for high-speed data aggregation.
سیکل شبکه دارای چهار منفذ چندگانه 10g برای جمع آوری داده های با سرعت بالا است.
cleaning the cylinder head requires proper tools to access the deep multiports.
پاک کردن سر سیلندر نیاز به ابزارهای مناسب برای دسترسی به منفذهای چندگانه عمیق دارد.
this valve assembly contains complex multiports that regulate fluid direction.
این مجموعه وانه دارای منفذهای چندگانه پیچیده ای است که جهت جریان مایع را تنظیم می کنند.
the injection mold was machined with precision multiports for cooling channels.
قالب دمشی با منفذهای چندگانه دقت برای کانالهای خنک کننده ماشین کاری شد.
technicians inspected the multiports for signs of corrosion or blockage.
تکنسین ها منفذهای چندگانه را برای علائم خوردگی یا مسدود شدن بررسی کردند.
the new design replaces single connectors with versatile multiports to save space.
طراحی جدید اتصالات تکی را با منفذهای چندگانه چند منظوره جایگزین می کند تا فضا صرفه جویی شود.
pressure testing confirmed that the multiports on the main body were leak-free.
آزمایش فشار تأیید کرد که منفذهای چندگانه روی بدنه اصلی نشتی نداشتند.
advanced racing headers often merge pipes into specifically designed multiports.
هدرهای رقابتی پیشرفته اغلب لوله ها را به منفذهای چندگانه به طور خاص طراحی شده ترکیب می کنند.
the central processing unit connects to various peripherals via these multiports.
واحد پردازش مرکزی از طریق این منفذهای چندگانه به دستگاههای جانبی مختلف متصل می شود.
we need to replace the gaskets sealing the engine multiports immediately.
ما باید فورا گچهایی که منفذهای چندگانه موتور را در جای خود نگه می دارند را جایگزین کنیم.
multiport adapter
ادAPTER چندپورتی
multiport switch
سوئیچ چندپورتی
multiport hub
هاب چندپورتی
multiport connector
اتصال چندپورتی
multiport device
دستگاه چندپورتی
multiport network
شبکه چندپورتی
multiport interface
رابط چندپورتی
multiport cable
کابل چندپورتی
multiport serial
سریال چندپورتی
multiport usb
USB چندپورتی
the engineer designed a manifold with multiple multiports for the hydraulic system.
مهندس یک منفذه با چند منفذ چندگانه برای سیستم هیدرولیک طراحی کرد.
modern engines utilize intake manifolds with tuned multiports to optimize airflow.
موتورهای مدرن از منفذهای ورودی با منفذهای چندگانه تنظیم شده برای بهینه سازی جریان هوا استفاده می کنند.
the network switch features four 10g multiports for high-speed data aggregation.
سیکل شبکه دارای چهار منفذ چندگانه 10g برای جمع آوری داده های با سرعت بالا است.
cleaning the cylinder head requires proper tools to access the deep multiports.
پاک کردن سر سیلندر نیاز به ابزارهای مناسب برای دسترسی به منفذهای چندگانه عمیق دارد.
this valve assembly contains complex multiports that regulate fluid direction.
این مجموعه وانه دارای منفذهای چندگانه پیچیده ای است که جهت جریان مایع را تنظیم می کنند.
the injection mold was machined with precision multiports for cooling channels.
قالب دمشی با منفذهای چندگانه دقت برای کانالهای خنک کننده ماشین کاری شد.
technicians inspected the multiports for signs of corrosion or blockage.
تکنسین ها منفذهای چندگانه را برای علائم خوردگی یا مسدود شدن بررسی کردند.
the new design replaces single connectors with versatile multiports to save space.
طراحی جدید اتصالات تکی را با منفذهای چندگانه چند منظوره جایگزین می کند تا فضا صرفه جویی شود.
pressure testing confirmed that the multiports on the main body were leak-free.
آزمایش فشار تأیید کرد که منفذهای چندگانه روی بدنه اصلی نشتی نداشتند.
advanced racing headers often merge pipes into specifically designed multiports.
هدرهای رقابتی پیشرفته اغلب لوله ها را به منفذهای چندگانه به طور خاص طراحی شده ترکیب می کنند.
the central processing unit connects to various peripherals via these multiports.
واحد پردازش مرکزی از طریق این منفذهای چندگانه به دستگاههای جانبی مختلف متصل می شود.
we need to replace the gaskets sealing the engine multiports immediately.
ما باید فورا گچهایی که منفذهای چندگانه موتور را در جای خود نگه می دارند را جایگزین کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید