mummer

[ایالات متحده]/'mʌmə/
[بریتانیا]/'mʌmɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک اجراکننده در پانتومیم، معمولاً بدون صحبت کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

mummer's show

نمایش دلقک‌ها

mummering tradition

رسوم دلقکی

جملات نمونه

The mummer entertained the crowd with their lively performance.

بازيگر مازكي با اجراي پرانرژي خود، جمعيت را سرگرم كرد.

She dressed up as a mummer for the costume party.

او برای مهمانی لباس، خود را مانند يك بازيگر مازكي درآورد.

The mummer's colorful costume caught everyone's attention.

لباس رنگارنگ بازيگر مازكي توجه همه را جلب كرد.

The children giggled at the funny antics of the mummer.

كودكان با اداها و كيش‌هاي بامزه بازيگر مازكي، خنديدند.

The mummer's performance was filled with humor and wit.

اجراي بازيگر مازكي پر از شوخ‌طبعي و ذكاوت بود.

The mummer's exaggerated gestures added to the entertainment value.

حرکات اغراق‌آميز بازيگر مازكي، ارزش سرگرمی را افزون كرد.

The mummer's mask concealed their true identity.

ماسك بازيگر مازكي، هویت واقعی آنها را پنهان می‌کرد.

The audience clapped and cheered for the talented mummer.

تماشاچیان برای بازيگر مازكي با استعداد تشویق و دست می‌زدند.

The mummer's performance brought smiles to everyone's faces.

اجراي بازيگر مازكي لبخند را به چهره همه آورد.

The mummer's presence added a festive atmosphere to the event.

حضور بازيگر مازكي فضاي جشن و سرور را به رویداد اضافه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید