mummerys

[ایالات متحده]/'mʌm(ə)rɪ/
[بریتانیا]/ˈmʌməri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مراسم خالی، پانتومیم؛ اجرای یک هنرمند میم.

جملات نمونه

If we lose the war, she ought to take up mummery, she has a gift for it.

اگر ما جنگ را ببازیم، او باید به تقلید و نمایش روی بیاورد، استعداد آن را دارد.

Papal priests pretended, by their senseless mummery, to convert the simple bread and wine into the actual "body and blood of Christ.

روحانیون پاپ با تقلیدات بی‌معنی خود، وانمود می‌کردند که نان و شراب ساده را به «بدن و خون واقعی مسیح» تبدیل می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید