mung

[ایالات متحده]/mʌŋ/
[بریتانیا]/mʌŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دال سبز؛ دال مونگ
Word Forms
جمعmungs

عبارات و ترکیب‌ها

mung bean

لوبیا ماش

mung bean soup

سوپ لوبیا مونگ

mung bean cake

کیک لوبیا مونگ

mung bean noodles

نانگ لوبیا مونگ

mung bean salad

سالاد لوبیا مونگ

mung bean sprout

ساقه لوبیا مونگ

mung bean paste

خمیر لوبیا مونگ

mung bean curry

کاري لوبيا مونگ

mung bean porridge

فرنی لوبیا مونگ

mung bean fritters

میرزا قاسمی لوبیا مونگ

جملات نمونه

she decided to mung the beans for the recipe.

او تصمیم گرفت لوبیاها را برای دستور غذا پوسته بکنند.

they often mung lentils before cooking.

آنها اغلب عدس ها را قبل از پختن پوسته می کنند.

he likes to mung his vegetables to make them fresher.

او دوست دارد سبزیجات خود را پوسته کند تا تازه تر شوند.

we should mung the rice to remove impurities.

ما باید برنج را پوسته کنیم تا ناخالصی ها را از بین ببریم.

to prepare the dish, you need to mung the grains first.

برای تهیه غذا، ابتدا باید غلات را پوسته کنید.

she learned how to mung the seeds for better growth.

او یاد گرفت که چگونه برای رشد بهتر، دانه‌ها را پوسته کند.

it's important to mung the nuts to enhance their flavor.

برای افزایش طعم آنها مهم است که آجیل ها را پوسته کنید.

he forgot to mung the chickpeas before cooking.

او فراموش کرد که قبل از پختن لپه ها را پوسته کند.

they recommend to mung the grains overnight.

آنها توصیه می کنند که غلات را یک شبه پوسته کنید.

after you mung the soybeans, they will be softer.

بعد از پوسته کردن سویاها، نرم تر خواهند شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید