| جمع | mures |
mure than ever
بیشتر از همیشه
mure to come
برای آمدن
mure than one
بیشتر از یک
mure than enough
بیشتر از کافی
mure to see
برای دیدن
mure to offer
برای ارائه دادن
mure to learn
برای یاد گرفتن
mure to discover
برای کشف کردن
mure in store
در انتظار
he decided to mure his plans for a vacation.
او تصمیم گرفت برنامههای تعطیلات خود را به تعویق بیاندازد.
we need to mure our expectations for the project.
ما باید انتظارات خود را برای پروژه به تعویق بیاندازیم.
she had to mure her enthusiasm during the meeting.
او مجبور شد شور و اشتیاق خود را در طول جلسه به تعویق بیاندازد.
it's wise to mure your spending during tough times.
در زمانهای سخت، پسانداز خود را به تعویق گذاشتن عاقلانه است.
the coach advised the team to mure their aggression.
مربی به تیم توصیه کرد که خشم خود را به تعویق بیاندازند.
they had to mure their plans due to unforeseen circumstances.
آنها مجبور شدند برنامههای خود را به دلیل شرایط پیشبینی نشده به تعویق بیاندازند.
he learned to mure his anger in difficult situations.
او یاد گرفت که خشم خود را در شرایط دشوار به تعویق بیاندازد.
we should mure our hopes for a quick resolution.
ما باید امید خود را برای یک راه حل سریع به تعویق بیاندازیم.
she tried to mure her laughter during the serious discussion.
او سعی کرد خنده خود را در طول بحث جدی به تعویق بیاندازد.
to be successful, you must mure your fears.
برای موفقیت، شما باید ترسهای خود را به تعویق بیاندازید.
mure than ever
بیشتر از همیشه
mure to come
برای آمدن
mure than one
بیشتر از یک
mure than enough
بیشتر از کافی
mure to see
برای دیدن
mure to offer
برای ارائه دادن
mure to learn
برای یاد گرفتن
mure to discover
برای کشف کردن
mure in store
در انتظار
he decided to mure his plans for a vacation.
او تصمیم گرفت برنامههای تعطیلات خود را به تعویق بیاندازد.
we need to mure our expectations for the project.
ما باید انتظارات خود را برای پروژه به تعویق بیاندازیم.
she had to mure her enthusiasm during the meeting.
او مجبور شد شور و اشتیاق خود را در طول جلسه به تعویق بیاندازد.
it's wise to mure your spending during tough times.
در زمانهای سخت، پسانداز خود را به تعویق گذاشتن عاقلانه است.
the coach advised the team to mure their aggression.
مربی به تیم توصیه کرد که خشم خود را به تعویق بیاندازند.
they had to mure their plans due to unforeseen circumstances.
آنها مجبور شدند برنامههای خود را به دلیل شرایط پیشبینی نشده به تعویق بیاندازند.
he learned to mure his anger in difficult situations.
او یاد گرفت که خشم خود را در شرایط دشوار به تعویق بیاندازد.
we should mure our hopes for a quick resolution.
ما باید امید خود را برای یک راه حل سریع به تعویق بیاندازیم.
she tried to mure her laughter during the serious discussion.
او سعی کرد خنده خود را در طول بحث جدی به تعویق بیاندازد.
to be successful, you must mure your fears.
برای موفقیت، شما باید ترسهای خود را به تعویق بیاندازید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید