mure

[ایالات متحده]/mjuːə/
[بریتانیا]/mjʊr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. محصور کردن در دیوارها؛ محدود کردن؛ محدود کردن؛ زندانی کردن (معادل با محصور کردن)
Word Forms
جمعmures

عبارات و ترکیب‌ها

mure than ever

بیشتر از همیشه

mure to come

برای آمدن

mure than one

بیشتر از یک

mure than enough

بیشتر از کافی

mure to see

برای دیدن

mure to offer

برای ارائه دادن

mure to learn

برای یاد گرفتن

mure to discover

برای کشف کردن

mure in store

در انتظار

جملات نمونه

he decided to mure his plans for a vacation.

او تصمیم گرفت برنامه‌های تعطیلات خود را به تعویق بیاندازد.

we need to mure our expectations for the project.

ما باید انتظارات خود را برای پروژه به تعویق بیاندازیم.

she had to mure her enthusiasm during the meeting.

او مجبور شد شور و اشتیاق خود را در طول جلسه به تعویق بیاندازد.

it's wise to mure your spending during tough times.

در زمان‌های سخت، پس‌انداز خود را به تعویق گذاشتن عاقلانه است.

the coach advised the team to mure their aggression.

مربی به تیم توصیه کرد که خشم خود را به تعویق بیاندازند.

they had to mure their plans due to unforeseen circumstances.

آنها مجبور شدند برنامه‌های خود را به دلیل شرایط پیش‌بینی نشده به تعویق بیاندازند.

he learned to mure his anger in difficult situations.

او یاد گرفت که خشم خود را در شرایط دشوار به تعویق بیاندازد.

we should mure our hopes for a quick resolution.

ما باید امید خود را برای یک راه حل سریع به تعویق بیاندازیم.

she tried to mure her laughter during the serious discussion.

او سعی کرد خنده خود را در طول بحث جدی به تعویق بیاندازد.

to be successful, you must mure your fears.

برای موفقیت، شما باید ترس‌های خود را به تعویق بیاندازید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید