murkinesses

[ایالات متحده]/ˈmɜːkɪnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈmɜrkɪnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت تاریکی یا غمگینی

عبارات و ترکیب‌ها

dark murkinesses

تاریکي‌ها

thick murkinesses

تیرگی‌های غلیظ

deep murkinesses

تیرگی‌های عمیق

unpleasant murkinesses

تیرگی‌های ناخوشایند

pervasive murkinesses

تیرگی‌های فراگیر

natural murkinesses

تیرگی‌های طبیعی

environmental murkinesses

تیرگی‌های محیطی

emotional murkinesses

تیرگی‌های احساسی

mysterious murkinesses

تیرگی‌های مرموز

temporary murkinesses

تیرگی‌های موقتی

جملات نمونه

the murkinesses of the water made it hard to see the bottom.

تیرگی‌های آب دیدن ته آن را دشوار می‌کرد.

in the murkinesses of the forest, strange sounds echoed.

در تیرگی‌های جنگل، صداهای عجیبی طنین‌انداز می‌شدند.

she felt lost in the murkinesses of her thoughts.

او احساس می‌کرد در تیرگی‌های افکارش گم شده است.

the murkinesses of the issue require careful analysis.

تیرگی‌های این موضوع نیاز به تحلیل دقیق دارد.

he navigated through the murkinesses of the political landscape.

او از میان تیرگی‌های چشم‌انداز سیاسی حرکت کرد.

the murkinesses of the past can haunt us.

تیرگی‌های گذشته می‌تواند ما را آزار دهد.

in the murkinesses of the ocean, many creatures thrive.

در تیرگی‌های اقیانوس، بسیاری از موجودات به خوبی زنده هستند.

understanding the murkinesses of human emotions is challenging.

درک تیرگی‌های احساسات انسانی چالش‌برانگیز است.

the artist captured the murkinesses of the night sky beautifully.

هنرمند به زیبایی تیرگی‌های آسمان شب را به تصویر کشید.

we must confront the murkinesses of our history to move forward.

ما باید با تیرگی‌های تاریخ خود روبرو شویم تا به جلو حرکت کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید