murphy

[ایالات متحده]/ˈmə:fi/
[بریتانیا]/ˈmɚfi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. [زبان عامیانه] سیب‌زمینی.
Word Forms
جمعmurphies

عبارات و ترکیب‌ها

Murphy's Law

قانون مورفی

جملات نمونه

They went to Murphy's Bar and Grill on 45th Street in New York.

آنها به بار و رستوران Murphy's در خیابان 45 نیویورک رفتند.

I’m here to square accounts with Murphy for what he did to my sister.

من اینجا هستم تا حساب کارها را با مورفی تسویه کنم به خاطر آنچه با خواهر من کرد.

Of course it had to be the day of my job interview that the car broke down— it’s Murphy’s Law.

البته، درست زمانی که قرار بود مصاحبه شغلی داشته باشم، ماشین از کار افتاد - این قانون مورفی است.

Murphy and Josie Maran co-starred in 2004's "Little Black Book," about a woman who snoops into her boyfriend's past。

مورفی و جوزی ماران در فیلم 2004 "دفترچه سیاه کوچک" همبازی بودند، درباره زنی که در گذشته دوست پسرش کنجکاوی می‌کند.

Murphy's primary method will be something called "laser ranging."Light from a laser fired from the Earth could hit a reflector on the surface of the moonbounce back.

روش اصلی مورفی چیزی به نام "اندازه گیری لیزری" خواهد بود. نوری از لیزری که از زمین شلیک می شود می تواند به یک بازتابنده در سطح ماه برخورد کند و دوباره بازگردد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید