mushroomed rapidly
به سرعت گسترش یافت
mushroomed unexpectedly
به طور غیرمنتظره گسترش یافت
mushroomed overnight
در طول یک شب گسترش یافت
mushroomed significantly
به طور قابل توجهی گسترش یافت
mushroomed quickly
به سرعت گسترش یافت
mushroomed extensively
به طور گسترده گسترش یافت
mushroomed locally
به طور محلی گسترش یافت
mushroomed globally
به طور جهانی گسترش یافت
mushroomed dramatically
به طور چشمگیری گسترش یافت
mushroomed steadily
به طور پیوسته گسترش یافت
the number of online courses has mushroomed in recent years.
تعداد دورههای آنلاین در سالهای اخیر به طور چشمگیری افزایش یافته است.
her popularity has mushroomed since the release of her first album.
محبوبیت او از زمان انتشار اولین آلبومش به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
the city’s population has mushroomed due to the influx of migrants.
جمعیت شهر به دلیل ورود مهاجران به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
startups in the tech industry have mushroomed over the past decade.
شرکتهای نوپا در صنعت فناوری در ده سال گذشته به طور چشمگیری افزایش یافتهاند.
interest in sustainable living has mushroomed among young people.
علاقه به زندگی پایدار در میان جوانان به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
the number of health food stores has mushroomed in the last few years.
تعداد فروشگاههای مواد غذایی سالم در سالهای اخیر به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
online shopping options have mushroomed, making it easier for consumers.
گزینههای خرید آنلاین به طور قابل توجهی افزایش یافته است و خرید برای مصرفکنندگان آسانتر شده است.
social media platforms have mushroomed, connecting people worldwide.
پلتفرمهای رسانههای اجتماعی به طور قابل توجهی افزایش یافتهاند و افراد را در سراسر جهان به هم متصل میکنند.
concerns about climate change have mushroomed in public discourse.
نگرانیها در مورد تغییرات آب و هوایی در گفتمان عمومی به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
the variety of cuisines available has mushroomed in the city.
تنوع غذاهای موجود در شهر به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
mushroomed rapidly
به سرعت گسترش یافت
mushroomed unexpectedly
به طور غیرمنتظره گسترش یافت
mushroomed overnight
در طول یک شب گسترش یافت
mushroomed significantly
به طور قابل توجهی گسترش یافت
mushroomed quickly
به سرعت گسترش یافت
mushroomed extensively
به طور گسترده گسترش یافت
mushroomed locally
به طور محلی گسترش یافت
mushroomed globally
به طور جهانی گسترش یافت
mushroomed dramatically
به طور چشمگیری گسترش یافت
mushroomed steadily
به طور پیوسته گسترش یافت
the number of online courses has mushroomed in recent years.
تعداد دورههای آنلاین در سالهای اخیر به طور چشمگیری افزایش یافته است.
her popularity has mushroomed since the release of her first album.
محبوبیت او از زمان انتشار اولین آلبومش به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
the city’s population has mushroomed due to the influx of migrants.
جمعیت شهر به دلیل ورود مهاجران به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
startups in the tech industry have mushroomed over the past decade.
شرکتهای نوپا در صنعت فناوری در ده سال گذشته به طور چشمگیری افزایش یافتهاند.
interest in sustainable living has mushroomed among young people.
علاقه به زندگی پایدار در میان جوانان به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
the number of health food stores has mushroomed in the last few years.
تعداد فروشگاههای مواد غذایی سالم در سالهای اخیر به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
online shopping options have mushroomed, making it easier for consumers.
گزینههای خرید آنلاین به طور قابل توجهی افزایش یافته است و خرید برای مصرفکنندگان آسانتر شده است.
social media platforms have mushroomed, connecting people worldwide.
پلتفرمهای رسانههای اجتماعی به طور قابل توجهی افزایش یافتهاند و افراد را در سراسر جهان به هم متصل میکنند.
concerns about climate change have mushroomed in public discourse.
نگرانیها در مورد تغییرات آب و هوایی در گفتمان عمومی به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
the variety of cuisines available has mushroomed in the city.
تنوع غذاهای موجود در شهر به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید