mustelines

[ایالات متحده]/ˈmʌstəlɪnz/
[بریتانیا]/ˈmʌstəlɪnz/

ترجمه

n. اعضای خانواده Mustelidae
adj. مربوط به خانواده Mustelidae; شبیه به گورکن; رنگی مشابه Mustelid; زرد مایل به قهوه‌ای یا قهوه‌ای

عبارات و ترکیب‌ها

mustelines species

گونه‌های ماستلین

mustelines family

خانواده ماستلین

mustelines habitat

زیستگاه ماستلین

mustelines behavior

رفتار ماستلین

mustelines diet

رژیم غذایی ماستلین

mustelines characteristics

ویژگی‌های ماستلین

mustelines classification

طبقه بندی ماستلین

mustelines research

تحقیقات ماستلین

mustelines conservation

حفظ ماستلین

mustelines diversity

تنوع زیستی ماستلین

جملات نمونه

mustelines are known for their agility and hunting skills.

خارگوش‌ها به چابکی و مهارت‌های شکارشان معروف هستند.

many mustelines are solitary animals.

بسیاری از خارگوش‌ها حیوانات گوشه‌گیر هستند.

mustelines can adapt to various environments.

خارگوش‌ها می‌توانند خود را با محیط‌های مختلف تطبیق دهند.

some mustelines have a strong sense of smell.

برخی از خارگوش‌ها حس بویایی قوی‌ای دارند.

mustelines often have a playful nature.

خارگوش‌ها اغلب طبیعتی بازیگوش دارند.

studying mustelines can provide insights into their behavior.

مطالعه خارگوش‌ها می‌تواند بینش‌هایی در مورد رفتار آن‌ها ارائه دهد.

mustelines are often found in forests and grasslands.

خارگوش‌ها اغلب در جنگل‌ها و مراتع یافت می‌شوند.

conservation efforts are important for mustelines.

تلاش‌های حفاظتی برای خارگوش‌ها مهم هستند.

mustelines play a role in controlling rodent populations.

خارگوش‌ها در کنترل جمعیت جوندگان نقش دارند.

observing mustelines in the wild can be fascinating.

مشاهده خارگوش‌ها در طبیعت می‌تواند جذاب باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید