overcome mustinesses
غلبه بر بوی نامطبوع
detect mustinesses
تشخیص بوی نامطبوع
eliminate mustinesses
حذف بوی نامطبوع
avoid mustinesses
اجتناب از بوی نامطبوع
mask mustinesses
پوشاندن بوی نامطبوع
identify mustinesses
شناسایی بوی نامطبوع
reduce mustinesses
کاهش بوی نامطبوع
combat mustinesses
مقابله با بوی نامطبوع
combatting mustinesses
مقابله با بوی نامطبوع
tackle mustinesses
مقابله با بوی نامطبوع
the mustinesses in the old library made it hard to concentrate.
بوی نمگرفتگی در کتابخانه قدیمی باعث میشد تمرکز کردن سخت باشد.
she complained about the mustinesses of the basement.
او در مورد بوی نمگرفتگی زیرزمین شکایت کرد.
the mustinesses of the attic were overwhelming.
بوی نمگرفتگی در زیرشیرآباد طاقتفرسا بود.
after a long winter, the mustinesses in the house were noticeable.
بعد از یک زمستان طولانی، بوی نمگرفتگی در خانه قابل توجه بود.
we decided to air out the room to get rid of the mustinesses.
ما تصمیم گرفتیم اتاق را تهویه کنیم تا از شر بوی نمگرفتگی خلاص شویم.
the mustinesses of the damp walls were a concern.
بوی نمگرفتگی دیوارهای مرطوب نگران کننده بود.
cleaning the carpets helped reduce the mustinesses.
تمیز کردن فرشها به کاهش بوی نمگرفتگی کمک کرد.
mustinesses can be a sign of poor ventilation.
بوی نمگرفتگی میتواند نشانهای از تهویه نامناسب باشد.
he couldn't ignore the mustinesses in his office anymore.
دیگر نمیتوانست بوی نمگرفتگی در دفتر کار خود را نادیده بگیرد.
the mustinesses in the air reminded her of her childhood home.
بوی نمگرفتگی در هوا او را به یاد خانه دوران کودکیاش انداخت.
overcome mustinesses
غلبه بر بوی نامطبوع
detect mustinesses
تشخیص بوی نامطبوع
eliminate mustinesses
حذف بوی نامطبوع
avoid mustinesses
اجتناب از بوی نامطبوع
mask mustinesses
پوشاندن بوی نامطبوع
identify mustinesses
شناسایی بوی نامطبوع
reduce mustinesses
کاهش بوی نامطبوع
combat mustinesses
مقابله با بوی نامطبوع
combatting mustinesses
مقابله با بوی نامطبوع
tackle mustinesses
مقابله با بوی نامطبوع
the mustinesses in the old library made it hard to concentrate.
بوی نمگرفتگی در کتابخانه قدیمی باعث میشد تمرکز کردن سخت باشد.
she complained about the mustinesses of the basement.
او در مورد بوی نمگرفتگی زیرزمین شکایت کرد.
the mustinesses of the attic were overwhelming.
بوی نمگرفتگی در زیرشیرآباد طاقتفرسا بود.
after a long winter, the mustinesses in the house were noticeable.
بعد از یک زمستان طولانی، بوی نمگرفتگی در خانه قابل توجه بود.
we decided to air out the room to get rid of the mustinesses.
ما تصمیم گرفتیم اتاق را تهویه کنیم تا از شر بوی نمگرفتگی خلاص شویم.
the mustinesses of the damp walls were a concern.
بوی نمگرفتگی دیوارهای مرطوب نگران کننده بود.
cleaning the carpets helped reduce the mustinesses.
تمیز کردن فرشها به کاهش بوی نمگرفتگی کمک کرد.
mustinesses can be a sign of poor ventilation.
بوی نمگرفتگی میتواند نشانهای از تهویه نامناسب باشد.
he couldn't ignore the mustinesses in his office anymore.
دیگر نمیتوانست بوی نمگرفتگی در دفتر کار خود را نادیده بگیرد.
the mustinesses in the air reminded her of her childhood home.
بوی نمگرفتگی در هوا او را به یاد خانه دوران کودکیاش انداخت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید