mutable

[ایالات متحده]/ˈmjuːtəbl/
[بریتانیا]/ˈmjuːtəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل تغییر

عبارات و ترکیب‌ها

mutable data

داده‌های قابل تغییر

mutable object

شیء قابل تغییر

mutable state

وضعیت قابل تغییر

جملات نمونه

a mutable organism; a mutable gene.

یک ارگانیسم قابل تغییر؛ یک ژن قابل تغییر

the mutable nature of fashion.

طبیعت سیار و زودگذر مد.

The mutable nature of the weather makes it hard to predict.

طبیعت متغیر آب و هوا پیش‌بینی را دشوار می‌کند.

She has a mutable personality, always adapting to different situations.

او شخصیتی متغیر دارد، همیشه با شرایط مختلف سازگار می‌شود.

His opinions on the matter are quite mutable, subject to change.

نظرات او در مورد این موضوع کاملاً متغیر است و ممکن است تغییر کند.

The mutable market conditions require constant monitoring.

شرایط متغیر بازار مستلزم نظارت مداوم است.

The mutable laws of the land can be confusing to newcomers.

قوانین متغیر سرزمین می‌تواند برای افراد جدید گیج‌کننده باشد.

Her feelings towards him are mutable, fluctuating between love and hate.

احساسات او نسبت به او متغیر است و بین عشق و نفرت در نوسان است.

The mutable colors of the chameleon help it blend into its surroundings.

رنگ‌های متغیر چشمه‌لوان به آن کمک می‌کند تا با محیط اطراف خود ترکیب شود.

In the world of fashion, trends are mutable and constantly evolving.

در دنیای مد، روندها سیار و در حال تکامل هستند.

The mutable tides of the ocean are influenced by the moon.

جزر و مد متغیر اقیانوس تحت تأثیر ماه است.

The mutable nature of technology means we must always be ready to adapt.

طبیعت سیار فناوری به این معناست که همیشه باید آماده سازگاری باشیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید