muton

[ایالات متحده]/ˈmjuːtɒn/
[بریتانیا]/ˈmjuːtɑn/

ترجمه

n. یک واحد جهش
Word Forms
جمعmutons

عبارات و ترکیب‌ها

muton meat

گوشت بره

muton stew

خورش بره

muton chop

دنده بره

muton curry

کاری بره

muton kebab

کباب بره

muton burger

برگر بره

muton broth

آبگوشت بره

muton skewers

شیشلیک بره

muton wrap

پیاده بره

muton salad

سالاد بره

جملات نمونه

muton is a popular dish in many cultures.

muton غذایی محبوب در بسیاری از فرهنگ‌ها است.

she cooked a delicious muton stew for dinner.

او یک غذای گوشت گوسفندی خوشمزه برای شام پخت.

muton can be marinated with various spices.

می‌توان گوشت گوسفندی را با انواع ادویه‌جات مزه‌دار کرد.

he prefers muton over chicken for his barbecue.

او ترجیح می‌دهد گوشت گوسفندی را به جای مرغ برای باربکیوی خود.

in some regions, muton is considered a delicacy.

در برخی مناطق، گوشت گوسفندی به عنوان یک غذای خاص در نظر گرفته می‌شود.

muton can be grilled, roasted, or stewed.

می‌توان گوشت گوسفندی را گریل کرد، کباب کرد یا پخت.

many people enjoy muton with rice or bread.

بسیاری از مردم از خوردن گوشت گوسفندی با برنج یا نان لذت می‌برند.

the chef recommended the muton dish of the day.

سرآشپز غذای گوشت گوسفندی روز را توصیه کرد.

muton is rich in flavor and nutrients.

گوشت گوسفندی سرشار از طعم و مواد مغذی است.

she learned how to prepare muton from her grandmother.

او یاد گرفت که چگونه گوشت گوسفندی را از مادربزرگش درست کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید