mutuel

[ایالات متحده]/ˈmjuːtʃuːəl/
[بریتانیا]/ˈmjuːtʃuəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پرداخت از یک استخر شرط‌بندی، به‌ویژه در مسابقات اسب‌دوانی; محاسبه شرط‌های شرط‌بندی در مسابقات اسب‌دوانی

عبارات و ترکیب‌ها

mutuel benefit

منفعت متقابل

mutuel fund

صندوق متقابل

mutuel agreement

توافق متقابل

mutuel respect

احترام متقابل

mutuel support

حمایت متقابل

mutuel cooperation

همکاری متقابل

mutuel understanding

درک متقابل

mutuel trust

اعتماد متقابل

mutuel aid

کمک متقابل

mutuel interest

منافع متقابل

جملات نمونه

we have a mutuel understanding of our goals.

ما درک متقابلی از اهداف خود داریم.

it's important to establish a mutuel respect in a relationship.

ایجاد احترام متقابل در یک رابطه مهم است.

they signed a mutuel agreement to collaborate on the project.

آنها برای همکاری در پروژه یک توافقنامه متقابل امضا کردند.

we should foster a mutuel trust among team members.

ما باید اعتماد متقابل را در بین اعضای تیم تقویت کنیم.

the mutuel benefits of teamwork are undeniable.

مزایای متقابل کار گروهی انکارناپذیر است.

our mutuel interests align perfectly in this venture.

علاقه متقابل ما در این سرمایه گذاری به طور کامل همسو است.

they have a mutuel appreciation for each other's talents.

آنها قدردانی متقابلی از استعدادهای یکدیگر دارند.

building a mutuel connection takes time and effort.

ایجاد یک ارتباط متقابل زمان و تلاش می برد.

we need to create a mutuel support system in the community.

ما باید یک سیستم حمایتی متقابل در جامعه ایجاد کنیم.

the mutuel benefits of this partnership are clear.

مزایای متقابل این مشارکت مشخص است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید