| جمع | mvps |
mvp candidate
نامزد MVP
two-time mvp
MVP دو باره
mvp award
جایزه MVP
league mvp
MVP لیگ
mvp season
فصل MVP
named mvp
نامگذاری شده به عنوان MVP
crowned mvp
MVP شد
mvp performance
عملکرد MVP
unanimous mvp
MVP یک رای
mvp caliber
سطح MVP
the team decided to build a minimum viable product to test the market.
تیم تصمیم گرفت یک محصول قابل اجرا به حداقل را برای آزمایش بازار ساخته شود.
we are planning to launch the mvp by the end of this quarter.
ما قصد داریم تا پایان این فصل مدل مینیمم قابل اجرا را راه اندازی کنیم.
gathering user feedback is crucial after releasing the mvp.
جمع آوری بازخورد کاربران پس از انتشار مدل مینیمم قابل اجرا حائز اهمیت است.
the mvp includes only the core features necessary for validation.
مدل مینیمم قابل اجرا فقط ویژگی های اصلی لازم برای تأیید را شامل می شود.
developing an mvp helps startups save time and money.
توسعه یک مدل مینیمم قابل اجرا به شرکت های نوپا کمک می کند تا زمان و پول خود را صرفه جویی کنند.
investors were impressed by the functionality of the prototype mvp.
سرمایه گذاران از عملکرد مدل نمونه مینیمم قابل اجرا شگفت زده شدند.
we need to iterate quickly based on the mvp test results.
ما نیاز داریم که به سرعت بر اساس نتایج آزمایش مدل مینیمم قابل اجرا تکرار کنیم.
the software mvp was designed to solve a specific customer problem.
مدل مینیمم قابل اجرا نرم افزاری برای حل یک مشکل مشتری خاص طراحی شده است.
he was unanimously voted the season's most valuable player.
او به طور یک رای به عنوان بازیکن ارزشمند فصل انتخاب شد.
our company focuses on rapid mvp development for mobile apps.
شرکت ما روی توسعه سریع مدل مینیمم قابل اجرا برای برنامه های موبایل تمرکز دارد.
the mvp scope was strictly defined to prevent feature creep.
دامنه مدل مینیمم قابل اجرا به طور صریح تعریف شد تا از افزودن ویژگی های اضافی جلوگیری شود.
she proved to be the team's mvp during the critical championship game.
او در بازی فصلی حیاتی ثابت کرد که مدل مینیمم قابل اجرا تیم است.
mvp candidate
نامزد MVP
two-time mvp
MVP دو باره
mvp award
جایزه MVP
league mvp
MVP لیگ
mvp season
فصل MVP
named mvp
نامگذاری شده به عنوان MVP
crowned mvp
MVP شد
mvp performance
عملکرد MVP
unanimous mvp
MVP یک رای
mvp caliber
سطح MVP
the team decided to build a minimum viable product to test the market.
تیم تصمیم گرفت یک محصول قابل اجرا به حداقل را برای آزمایش بازار ساخته شود.
we are planning to launch the mvp by the end of this quarter.
ما قصد داریم تا پایان این فصل مدل مینیمم قابل اجرا را راه اندازی کنیم.
gathering user feedback is crucial after releasing the mvp.
جمع آوری بازخورد کاربران پس از انتشار مدل مینیمم قابل اجرا حائز اهمیت است.
the mvp includes only the core features necessary for validation.
مدل مینیمم قابل اجرا فقط ویژگی های اصلی لازم برای تأیید را شامل می شود.
developing an mvp helps startups save time and money.
توسعه یک مدل مینیمم قابل اجرا به شرکت های نوپا کمک می کند تا زمان و پول خود را صرفه جویی کنند.
investors were impressed by the functionality of the prototype mvp.
سرمایه گذاران از عملکرد مدل نمونه مینیمم قابل اجرا شگفت زده شدند.
we need to iterate quickly based on the mvp test results.
ما نیاز داریم که به سرعت بر اساس نتایج آزمایش مدل مینیمم قابل اجرا تکرار کنیم.
the software mvp was designed to solve a specific customer problem.
مدل مینیمم قابل اجرا نرم افزاری برای حل یک مشکل مشتری خاص طراحی شده است.
he was unanimously voted the season's most valuable player.
او به طور یک رای به عنوان بازیکن ارزشمند فصل انتخاب شد.
our company focuses on rapid mvp development for mobile apps.
شرکت ما روی توسعه سریع مدل مینیمم قابل اجرا برای برنامه های موبایل تمرکز دارد.
the mvp scope was strictly defined to prevent feature creep.
دامنه مدل مینیمم قابل اجرا به طور صریح تعریف شد تا از افزودن ویژگی های اضافی جلوگیری شود.
she proved to be the team's mvp during the critical championship game.
او در بازی فصلی حیاتی ثابت کرد که مدل مینیمم قابل اجرا تیم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید