mythicize history
اسطوره سازی تاریخ
mythicize culture
اسطوره سازی فرهنگ
mythicize figures
اسطوره سازی چهره ها
mythicize stories
اسطوره سازی داستان ها
mythicize events
اسطوره سازی رویدادها
mythicize legends
اسطوره سازی افسانه ها
mythicize heroes
اسطوره سازی قهرمانان
mythicize narratives
اسطوره سازی روایت ها
mythicize traditions
اسطوره سازی سنت ها
mythicize identities
اسطوره سازی هویت ها
they mythicize the hero's journey in their stories.
آنها سفر قهرمانانه را در داستانهای خود افسانهسازی میکنند.
people often mythicize historical figures.
افراد اغلب چهرههای تاریخی را افسانهسازی میکنند.
writers tend to mythicize their own experiences.
نویسندگان معمولاً تجربیات خود را افسانهسازی میکنند.
she wanted to mythicize her childhood memories.
او میخواست خاطرات دوران کودکی خود را افسانهسازی کند.
documentaries can mythicize real events.
مستندها میتوانند رویدادهای واقعی را افسانهسازی کنند.
some cultures mythicize nature to explain phenomena.
برخی از فرهنگها برای توضیح پدیدهها طبیعت را افسانهسازی میکنند.
they mythicize the founding of their city.
آنها تأسیس شهر خود را افسانهسازی میکنند.
artists often mythicize their subjects in paintings.
هنرمندان اغلب سوژههای خود را در نقاشیها افسانهسازی میکنند.
he tried to mythicize his adventures abroad.
او سعی کرد ماجراهای خود را در خارج از کشور افسانهسازی کند.
folklore can mythicize ordinary life events.
گویشورزی میتواند رویدادهای زندگی عادی را افسانهسازی کند.
mythicize history
اسطوره سازی تاریخ
mythicize culture
اسطوره سازی فرهنگ
mythicize figures
اسطوره سازی چهره ها
mythicize stories
اسطوره سازی داستان ها
mythicize events
اسطوره سازی رویدادها
mythicize legends
اسطوره سازی افسانه ها
mythicize heroes
اسطوره سازی قهرمانان
mythicize narratives
اسطوره سازی روایت ها
mythicize traditions
اسطوره سازی سنت ها
mythicize identities
اسطوره سازی هویت ها
they mythicize the hero's journey in their stories.
آنها سفر قهرمانانه را در داستانهای خود افسانهسازی میکنند.
people often mythicize historical figures.
افراد اغلب چهرههای تاریخی را افسانهسازی میکنند.
writers tend to mythicize their own experiences.
نویسندگان معمولاً تجربیات خود را افسانهسازی میکنند.
she wanted to mythicize her childhood memories.
او میخواست خاطرات دوران کودکی خود را افسانهسازی کند.
documentaries can mythicize real events.
مستندها میتوانند رویدادهای واقعی را افسانهسازی کنند.
some cultures mythicize nature to explain phenomena.
برخی از فرهنگها برای توضیح پدیدهها طبیعت را افسانهسازی میکنند.
they mythicize the founding of their city.
آنها تأسیس شهر خود را افسانهسازی میکنند.
artists often mythicize their subjects in paintings.
هنرمندان اغلب سوژههای خود را در نقاشیها افسانهسازی میکنند.
he tried to mythicize his adventures abroad.
او سعی کرد ماجراهای خود را در خارج از کشور افسانهسازی کند.
folklore can mythicize ordinary life events.
گویشورزی میتواند رویدادهای زندگی عادی را افسانهسازی کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید