naff

[ایالات متحده]/næf/
[بریتانیا]/næf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قدیمی; غیرمد روز
Word Forms
صفت عالیnaffest

جملات نمونه

she told press photographers to naff off.

او به عکاسان مطبوعات دستور داد که بروند.

he always went for the most obvious melody he could get, no matter how naff it sounded.

او همیشه به دنبال واضح ترین ملودی ای می رفت که می تواند به دست آورد، مهم نیست چقدر بد به نظر می رسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید