| صفت عالی | naffest |
she told press photographers to naff off.
او به عکاسان مطبوعات دستور داد که بروند.
he always went for the most obvious melody he could get, no matter how naff it sounded.
او همیشه به دنبال واضح ترین ملودی ای می رفت که می تواند به دست آورد، مهم نیست چقدر بد به نظر می رسد.
she told press photographers to naff off.
او به عکاسان مطبوعات دستور داد که بروند.
he always went for the most obvious melody he could get, no matter how naff it sounded.
او همیشه به دنبال واضح ترین ملودی ای می رفت که می تواند به دست آورد، مهم نیست چقدر بد به نظر می رسد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید