nagger

[ایالات متحده]/ˈnæɡə/
[بریتانیا]/ˈnæɡər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که مداوم ناله می‌کند یا شکایت می‌کند
Word Forms
جمعnaggers

عبارات و ترکیب‌ها

complaint nagger

شکایت کننده

constant nagger

شکایت کننده دائمی

relentless nagger

شکایت کننده بی امان

chronic nagger

شکایت کننده مزمن

persistent nagger

شکایت کننده اصرار کننده

nagging nagger

شکایت کننده آزاردهنده

annoying nagger

شکایت کننده آزاردهنده

overbearing nagger

شکایت کننده خودخواه

fussy nagger

شکایت کننده حساس

جملات نمونه

she is always a nagger about cleaning the house.

او همیشه در مورد تمیز کردن خانه غر می‌زند.

don't be such a nagger; just let it go.

اینقدر غر نزن؛ بذار بره.

he has a reputation as a nagger among his friends.

او در بین دوستانش به عنوان یک غرغرو معروف است.

being a nagger won't help you get what you want.

غر زدن به شما کمک نمی‌کند آنچه می‌خواهید را به دست آورید.

my mother can be a nagger when it comes to my health.

مادرم در مورد سلامتی من گاهی اوقات غر می‌زند.

she doesn't mean to be a nagger; she just cares.

او نمی‌خواهد غر بزند؛ فقط نگران است.

he often plays the nagger in our group.

او اغلب در گروه ما نقش یک غرغرو را بازی می‌کند.

being a nagger can sometimes push people away.

غر زدن گاهی اوقات می‌تواند باعث دور شدن مردم شود.

she doesn't like being labeled as a nagger.

او دوست ندارد به عنوان یک غرغرو شناخته شود.

he always complains about her being a nagger.

او همیشه در مورد غر زدن او شکایت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید